مهدی صالحی طاهری
طلاق اگرچه تصمیمی دشوار و گاه ناگزیر است، اما نحوه برخورد خانواده با فرد جدا شده میتواند مسیر بازگشت او به زندگی عادی را هموار یا پرپیچوخم کند. کارشناسان تأکید دارند که سرزنش، تحمیل نظر و سلب استقلال عاطفی و اقتصادی، آسیبهای روانی طلاق را دوچندان میکند؛ حال آنکه درک، حمایت بیقیدوشرط و رعایت حریم خصوصی، مهمترین نسخههای عبور موفق از این برهه حساس است.
طلاق، هرچند گاه بهترین گزینه برای پایان یک رابطه ناسالم است، اما بیتردید با فشارهای روحی و روانی همراه است. آنچه میتواند این فشارها را کاهش دهد یا بر شدت آن بیفزاید، نوع مواجهه خانواده با فردی است که پس از جدایی به کانون نخستین خود بازمیگردد. بررسیهای میدانی و تحلیلهای روانشناختی نشان میدهد که بسیاری از آسیبهای ثانویه طلاق، ریشه در رفتارهای ناآگاهانه یا سرزنشآمیز نزدیکان دارد.
یکی از شایعترین پیامدهای طلاق در ماههای پس از آن، بروز حس افسردگی و اضطراب است. فردی که پیش از این زندگی مستقل داشته، پس از بازگشت به خانه والدین ممکن است خود را از استقلالِ پیشیناش جدا ببیند. این بیاستقلالی، بهویژه اگر با وابستگی مالی همراه شود، بستری برای تحمیل نظرات خانواده فراهم میآورد. گاه دیده میشد که والدین ناخواسته از حمایت مالی به عنوان ابزاری برای کنترل رفتارها و تصمیمهای فرزند طلاقگرفته استفاده میکنند که این خود چرخه معیوبی از فشار مضاعف را پدید میآورد.
از سوی دیگر، در برخی خانوادهها، مخصوصاً با زمینههای فرهنگی سنتی، فرد مطلقه با نوعی طرد اجتماعی نرم مواجه میشود. رفتوآمد اقوام و دوستان کاهش مییابد، نظارتها افزایش پیدا میکند و او بهتدریج احساس تنهایی، ایزوله شدن و درماندگی میکند. انگهای اجتماعی و نگرانی از «حرف مردم» گاه چنان فضای خانه را آکنده از تنش میکند که جای امن خانواده به محیطی قضاوتگر تبدیل میشود.
اما نکته امیدبخش آنکه این آسیبها قابل پیشگیری و درمان هستند. کارشناسان سه گام اساسی برای خانوادهها ترسیم کردهاند: نخست، حمایت عاطفی بیقیدوشرط؛ یعنی محبتی که به عملکرد یا موفقیتهای فرد گره نخورده باشد. دوم، پرهیز از سرکوفت و سرزنش؛ چراکه یادآوری اشتباهات گذشته، نه تنها کمکی به روند ترمیم روحی نمیکند، بلکه باعث تخلیه اضطراب خانواده بر پیکر زخمی فرزند میشود. سوم، درک موقتی بودن آشفتگیهای رفتاری؛ فرد پس از طلاق ممکن است مدتی تعادل عاطفی نداشته باشد؛ این رفتارها گذراست و نیاز به شکیبایی دارد.
تأکید بر رعایت حریم خصوصی نیز از توصیههای کلیدی است. اختصاص یک اتاق مجزا، ورود نکردن بدون اجازه، فراهم کردن امکان تصمیمگیری در امور شخصی و در صورت توان، کمک به استقلال اقتصادی، از جمله اقداماتی است که به فرد طلاقگرفته فرصت میدهد خود را بازآفرینی کند.
در مجموع، آنچه یک خانواده موفق را در مواجهه با طلاق فرزندش متمایز میکند، نه صرفِ مهربانی، بلکه «مهربانیِ حسابشده» است؛ مهربانیای که قضاوت نمیکند، تحقیر نمیکند و فرصت دوباره زیستن را ممکن میسازد. تجربه نشان داده است حمایت آگاهانه خانواده، میتواند طلاق را نه یک پایانی تلخ، بلکه آغازی برای بازتعریف سالم هویت فردی و اجتماعی رقم بزند.
منبع خبر : کیوسک خبر
https://www.kioskekhabar.ir/?p=312807












