×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

اخبار ویژه

در حالی که فولاد خوزستان پس از خسارات ناشی از جنگ برای احیای ظرفیت تولید و جبران آسیب‌ها به برق پایدار نیاز دارد، بازگشت محدودیت‌های انرژی می‌تواند تبعاتی فراتر از یک شرکت و حتی یک صنعت داشته باشد.

عباس علی‌آبادی، وزیر نیرو، از تأمین حدود یک‌هزار مگاوات برق مورد نیاز صنایع آسیب‌دیده از جنگ خبر داده و تأکید کرده است که نیاز اعلامی این واحدها به طور کامل پوشش داده شده است. مصطفی رجبی مشهدی، معاون وزیر نیرو نیز تأمین برق صنایع آسیب‌دیده را یکی از اولویت‌های اصلی وزارت نیرو عنوان کرده و وعده داده است که تابستان امسال شرایط بهتری برای تولید رقم بخورد.

اما در سوی دیگر، محمدمسعود سمیعی‌نژاد، رئیس هیأت عامل ایمیدرو و معاون وزیر صمت، با انتقاد شدید از اعمال محدودیت برق در صنایع فولادی، نسبت به پیامدهای این تصمیم هشدار داده و آن را مغایر با تأکیدات دولت بر حفظ تولید دانسته است.

این دو موضع متناقض، پرسشی جدی را پیش روی افکار عمومی قرار می‌دهد؛ اگر تأمین برق صنایع آسیب‌دیده در اولویت است، چرا شرکت‌های فولادی که هنوز درگیر جبران خسارات ناشی از حملات هستند، دوباره با محدودیت برق مواجه شده‌اند؟
در میان این واحدها، فولاد خوزستان جایگاهی ویژه دارد. شرکتی که نه تنها یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان شمش فولادی کشور و بازیگران اصلی صادرات غیرنفتی است، بلکه نقش تعیین‌کننده‌ای در تأمین مواد اولیه صنایع پایین‌دستی دارد. هرگونه کاهش تولید در این مجموعه، تنها یک مسئله شرکتی نیست؛ بلکه آثار آن در زنجیره‌ای از صنایع از ساختمان و خودروسازی گرفته تا لوازم خانگی و بازار داخلی نمایان می‌شود.


صنعت فولاد پیش از این نیز هزینه سنگینی بابت ناترازی انرژی پرداخت کرده است. طی سال‌های گذشته، محدودیت‌های برق و گاز موجب شد فولادسازان کشور از ظرفیت اسمی خود فاصله بگیرند، بخشی از تولید از دست برود، صادرات کاهش یابد و درآمد و سودآوری شرکت‌ها تحت تأثیر قرار گیرد. نتیجه این وضعیت تنها متوجه بنگاه‌های تولیدی نبود؛ بلکه بازار داخلی، ارزآوری کشور و اشتغال نیز از آن آسیب دید.

امروز اما شرایط متفاوت است. فولاد خوزستان و برخی دیگر از شرکت‌های بزرگ فولادی، علاوه بر چالش انرژی، بخشی از ظرفیت تولید خود را نیز در جریان جنگ از دست داده‌اند و هم‌زمان در حال بازسازی و بازگرداندن خطوط تولید به مدار هستند. در چنین وضعیتی، محدودیت برق دیگر صرفاً یک چالش عملیاتی نیست؛ بلکه مانعی جدی در مسیر احیای ظرفیت‌های آسیب‌دیده محسوب می‌شود. واقعیت این است که بازسازی بدون تولید امکان‌پذیر نیست. شرکتی که خسارت دیده، برای جبران هزینه‌ها، حفظ اشتغال، انجام تعهدات و بازگرداندن ظرفیت‌های از دست‌رفته به درآمد حاصل از تولید نیاز دارد. هر ساعت توقف تولید، روند بازسازی را کندتر و هزینه‌های آن را سنگین‌تر می‌کند.

از سوی دیگر، کاهش تولید شمش و اسلب تنها به ترازنامه شرکت‌ها آسیب نمی‌زند. تجربه‌ی اخیر نشان داده است که هرگونه اختلال در تولید فولاد، به سرعت خود را در بازار محصولات وابسته نشان می‌دهد. افزایش قیمت در بخش‌هایی از صنایع ساختمانی، خودروسازی و لوازم خانگی، هشداری است که نباید نادیده گرفته شود.‌هشدار رئیس هیأت عامل ایمیدرو نیز دقیقاً بر همین واقعیت استوار است؛ اینکه محدودیت انرژی در صنعت فولاد صرفاً به کاهش تولید ختم نمی‌شود، بلکه اشتغال، صادرات، ارزآوری و تأمین نیاز داخل را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

امروز فولاد خوزستان بیش از هر زمان دیگری به حمایت عملی نیاز دارد. حمایت از تولید تنها در قالب شعار و تأکید بر اهمیت صنعت معنا پیدا نمی‌کند؛ بلکه در تصمیماتی تجلی می‌یابد که امکان تداوم تولید را فراهم می‌سازد. صنعتی که یک‌بار از حملات آسیب دیده، نباید بار دیگر قربانی محدودیت‌های انرژی شود. اگر قرار است اقتصاد کشور از تبعات جنگ عبور کند و فرآیند بازسازی با موفقیت انجام شود، تأمین پایدار برق صنایع راهبردی یک ضرورت است، نه یک انتخاب. در غیر این صورت، محدودیت‌های انرژی می‌تواند همان کاری را با ظرفیت تولید کشور انجام دهد که دشمن در میدان نبرد موفق به تکمیل آن نشد.

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.