اردشیر سعدمحمدی ـ مدیرعامل شرکت سرمایهگذاری توسعه معادن و فلزات
با تشدید استانداردهای جهانی در حوزه کاهش انتشار کربن، صنعت معدن و فولاد در آستانه یک تغییر جدی قرار گرفته است؛ تغییری که در آن، معدنکاری دیگر صرفاً به معنای استخراج نیست، بلکه به میزان سازگاری با محیط زیست، بهرهوری انرژی و استفاده از فناوریهای پاک گره خورده است.
جهان امروز با شتابی قابل توجه به سمت معدنکاری سبز و هوشمند در حال حرکت است؛ مسیری که در آن، بهرهوری اقتصادی، کاهش آلایندگی، دیجیتالسازی، برقیسازی ناوگان و استفاده از سوختهای پاک، به اجزای جداییناپذیر توسعه معدنی تبدیل شدهاند. در این الگوی جدید، معدنکاری صرفاً به معنای استخراج ماده معدنی نیست، بلکه به معنای تولید مسئولانه، رقابتپذیری بینالمللی و انطباق با الزامات زیستمحیطی جهانی است.
در سالهای اخیر، استانداردهای بینالمللی در حوزه تولید سبز و کاهش انتشار کربن، بهویژه در صنایع معدنی و زنجیره فولاد، بهشدت سختگیرانهتر شدهاند. بر اساس روندهای جهانی، از سال ۲۰۲۸ شرکتها و تولیدکنندگانی که بتوانند بهصورت مستند و قابل ارزیابی نشان دهند در کاهش انتشار co2 مؤثر داشتهاند و گواهیهای لازم را اخذ کردهاند، در تجارت و صادرات با محدودیتهای کمتری روبهرو خواهند بود. در مقابل، مجموعههایی که نتوانند این الزامات را اثبات کنند، ناگزیر به پرداخت عوارض و هزینههای مضاعف در صادرات خواهند شد. به بیان ساده، در آینده نزدیک، کربن به یکی از مؤلفههای تعیینکننده در قیمت تمامشده و قدرت رقابت صادراتی تبدیل میشود.
از این منظر، موضوع کاهش انتشار دیاکسید کربن دیگر یک بحث صرفاً زیستمحیطی نیست؛ بلکه به مسئلهای اقتصادی، صنعتی و حتی ارزی بدل شده است. بنابراین منطقیتر آن است که به جای پرداخت عوارض ناشی از عدم انطباق با استانداردهای جهانی، منابع مالی کشور صرف سرمایهگذاری در فناوریهایی شود که از ابتدا به کاهش آلایندگی، ارتقای بهرهوری و افزایش قابلیت صادراتی منجر میشوند.
یکی از مهمترین کانونهای تولید آلایندگی در بخش معدن، ناوگان ماشینآلات معدنی است؛ از دامپتراکها و لودرها گرفته تا بولدوزرها و سایر تجهیزاتی که عمدتاً بر پایه سوختهای فسیلی، بهویژه گازوئیل، کار میکنند. بخش قابل توجهی از این ماشینآلات در کشور، فرسوده، پرمصرف و فاقد فناوریهای نوین کنترل آلایندگی هستند. همین مسئله باعث شده است که فاصله معناداری میان وضعیت فعلی معادن ایران و استانداردهای روز دنیا در حوزه معدنکاری سبز ایجاد شود.
در حالی که بسیاری از شرکتهای بزرگ معدنی جهان به سمت برقیسازی ماشینآلات، استفاده از سامانههای هیبریدی، بهینهسازی مصرف انرژی، هوشمندسازی عملیات استخراج و بهرهگیری از هیدروژن حرکت کردهاند، در ایران همچنان بخش عمدهای از فعالیتهای معدنی با ناوگانی انجام میشود که نه تنها بهرهوری پایینی دارد، بلکه سهم بالایی در تولید آلایندهها و افزایش هزینههای عملیاتی ایفا میکند. این شکاف، اگر بهموقع ترمیم نشود، میتواند در آینده نزدیک، معدنکاری ایران را از حیث رقابتپذیری و دسترسی به بازارهای جهانی با چالشهای جدی مواجه کند.
در میان فناوریهای نوین، هیدروژن بهتدریج در حال تبدیل شدن به یکی از مؤلفههای کلیدی در زنجیره معدن و فولاد سبز است. هرچند سرمایهگذاری در این حوزه بالاست، اما نمیتوان نقش آن را در کاهش آلایندگی و انطباق با روندهای جهانی نادیده گرفت. استفاده از هیدروژن، چه در ماشینآلات و چه در فرآیندهای صنعتی، میتواند به کاهش محسوس انتشار CO2 منجر شود و مسیر حرکت به سمت تولید سبز را هموارتر کند.
این موضوع تنها به معادن محدود نمیشود، بلکه در صنایع پاییندستی از جمله فولاد نیز اهمیت فزایندهای دارد. برای مثال، در واحدهای تولید آهن اسفنجی، حتی با تجهیزات موجود و بدون نیاز به تغییرات گسترده، این امکان وجود دارد که بخشی از گاز متان مصرفی با هیدروژن جایگزین شود. برآوردها نشان میدهد که تا حدود ۳۰ درصد از هیدروژن میتواند در فرآیند احیای سنگآهن به جای گاز طبیعی مورد استفاده قرار گیرد. این ظرفیت، اگرچه نیازمند برنامهریزی دقیق در حوزه انرژی، زیرساخت و سرمایهگذاری است، اما میتواند نقطه آغاز مهمی برای ورود تدریجی کشور به زنجیره فولاد سبز باشد.
مسئله اصلی اینجاست که در کشور ما هنوز برنامهای جامع، منسجم و اجرایی برای ورود واقعی به این مسیر شکل نگرفته است. در حالی که جهان در حال تدوین و اجرای نقشه راه معدنکاری کمکربن است، ما همچنان با چالشهایی نظیر فرسودگی ماشینآلات، ضعف زیرساخت، کمبود سرمایهگذاری فناورانه و نبود سیاستگذاری منسجم مواجه هستیم. این در حالی است که تأخیر در این حوزه، صرفاً به معنای عقبماندن فناورانه نیست؛ بلکه به معنای تحمیل هزینههای مستقیم بر صادرات، کاهش مزیت رقابتی و محدود شدن سهم ایران در بازارهای آینده خواهد بود.
واقعیت آن است که معدنکاری سبز دیگر یک انتخاب لوکس یا شعاری نیست؛ بلکه ضرورتی اقتصادی و صنعتی برای بقا در بازار جهانی است. اگر امروز برای نوسازی ناوگان معدنی، توسعه انرژیهای پاک، استفاده تدریجی از هیدروژن، ارتقای فناوری و کاهش شدت انتشار کربن سرمایهگذاری نکنیم، فردا ناچار خواهیم بود چند برابر آن را در قالب عوارض، محدودیتهای تجاری و از دست رفتن بازارها بپردازیم.
به همین دلیل، ضروری است که سیاستگذاران، فعالان معدنی، شرکتهای بزرگ صنعتی و نهادهای اقتصادی، با نگاهی واقعبینانه و آیندهنگر، گذار به معدنکاری سبز و هوشمند را در اولویت قرار دهند. این گذار نیازمند حمایت از نوسازی ماشینآلات، تسهیل ورود فناوریهای نو، تدوین مشوقهای کاهش کربن، سرمایهگذاری در زیرساختهای مرتبط با هیدروژن و انرژی پاک، و همچنین ایجاد نظامهای مستندسازی و ارزیابی انتشار است. بدون این مقدمات، حضور مؤثر در بازارهای صادراتی آینده دشوار خواهد بود.
امروز انتخابی روشن پیشروی ماست: یا باید منابع خود را صرف سرمایهگذاری برای کاهش آلایندگی و ارتقای فناوری کنیم، یا در آینده نزدیک همان منابع را به شکل عوارض، جریمه و هزینه عقبماندگی بپردازیم. بیتردید، راه عاقلانه آن است که سرمایه کشور در مسیر توسعه درونزا، بهبود فناوری و ساختن زیرساختهای معدنکاری سبز هزینه شود؛ مسیری که هم به نفع محیط زیست است، هم به سود اقتصاد ملی و هم تضمینکننده جایگاه ایران در زنجیره ارزش جهانی معدن و فولاد.
https://www.kioskekhabar.ir/?p=313893












