بازار مسکن ایران پس از سالها رشد شتابان قیمت، اکنون با یکی از عمیقترین دورههای رکود تورمی مواجه شده است؛ شرایطی که در آن نه قیمتها کاهش معناداری یافته و نه توان خرید خانوارها افزایش پیدا کرده است. افت محسوس معاملات، خروج خانهاولیها از بازار، کاهش قدرت خرید و افزایش فاصله میان قیمت مسکن و درآمد خانوارها، بازار را به وضعیتی رسانده که رکود، جای رونق را گرفته و خانهدار شدن برای بخش بزرگی از جامعه به آرزویی دور از دسترس تبدیل شده است.
رکود تورمی بازار مسکن؛ خانههای فراوان اما خریداران اندک
به گزارش کیوسک خبر، بازار مسکن طی سالهای اخیر یکی از پرالتهابترین دورههای خود را پشت سر گذاشته است. جهشهای متوالی قیمت، افزایش هزینه ساخت، رشد نرخ ارز و تورم عمومی اقتصاد باعث شد بهای واحدهای مسکونی با سرعتی بسیار بیشتر از درآمد خانوارها افزایش یابد. اکنون اما این بازار وارد مرحله تازهای شده است؛ مرحلهای که ویژگی اصلی آن رکود تورمی است. در این وضعیت، اگرچه معاملات به پایینترین سطح خود رسیده، اما قیمتها نیز متناسب با کاهش تقاضا افت نکردهاند و همچنان در سطوحی قرار دارند که برای بسیاری از خانوارها دستنیافتنی است.
بررسی روند معاملات نشان میدهد حجم خرید و فروش واحدهای مسکونی نسبت به سالهای پررونق بازار کاهش محسوسی داشته است. بسیاری از فایلهای فروش ماهها بدون مشتری باقی میمانند و دفاتر مشاوران املاک نیز از کاهش مراجعه متقاضیان مصرفی خبر میدهند. این شرایط بیانگر آن است که مشکل اصلی بازار، کمبود عرضه نیست، بلکه فاصله عمیق میان قیمت مسکن و توان مالی خانوارهاست.
شکاف قیمت و درآمد؛ مهمترین عامل رکود
کارشناسان اقتصادی همواره تأکید کردهاند که بازار مسکن زمانی به تعادل میرسد که رشد قیمتها با افزایش درآمد خانوارها همخوانی داشته باشد. اما در سالهای اخیر این تعادل از بین رفته است. رشد قیمت مسکن چندین برابر افزایش دستمزدها بوده و همین مسئله موجب شده بخش بزرگی از متقاضیان واقعی از بازار خارج شوند.
در بسیاری از شهرهای بزرگ، قیمت یک واحد مسکونی معمولی معادل دهها سال درآمد یک خانوار متوسط است. چنین شرایطی باعث شده حتی خانوادههایی که سالها برای خرید خانه پسانداز کردهاند نیز عملاً امکان ورود به بازار را نداشته باشند. در نتیجه، تقاضای مصرفی که موتور اصلی رونق بازار محسوب میشود، به شدت کاهش یافته است.
خانهاولیها از بازار حذف شدند
یکی از مهمترین پیامدهای رکود تورمی، حذف تدریجی خانهاولیها از بازار خرید مسکن است. زوجهای جوان، کارمندان، کارگران و خانوارهای با درآمد متوسط بیشترین آسیب را از افزایش قیمتها دیدهاند. برای این گروهها، خرید خانه دیگر صرفاً یک هدف دشوار نیست، بلکه در بسیاری از موارد به برنامهای غیرقابل تحقق تبدیل شده است.
افزایش قیمت مسکن در کنار رشد هزینههای زندگی، فرصت پسانداز را از بسیاری از خانوارها گرفته است. از سوی دیگر، تسهیلات بانکی نیز به دلیل فاصله زیاد با قیمت واقعی واحدهای مسکونی و اقساط سنگین، نقش مؤثری در افزایش قدرت خرید ایفا نمیکند. نتیجه این شرایط، افزایش تعداد مستأجران و طولانیتر شدن دوره اجارهنشینی خانوارهاست.
رکود معاملات، زنجیره جابهجایی خانوارها را متوقف کرد
رکود تنها خریداران جدید را تحت تأثیر قرار نداده، بلکه مالکان فعلی نیز برای تعویض یا ارتقای واحد مسکونی خود با مشکلات جدی روبهرو شدهاند. در گذشته بسیاری از خانوادهها پس از چند سال زندگی در یک واحد کوچک، با فروش آن و استفاده از پسانداز یا تسهیلات، به خانهای بزرگتر نقل مکان میکردند. اکنون اما اختلاف قیمت میان واحدهای کوچک و متوسط به اندازهای افزایش یافته که این جابهجایی برای بسیاری از خانوارها امکانپذیر نیست.
به همین دلیل، بسیاری از مالکان ترجیح میدهند در همان واحدهای قدیمی باقی بمانند و وارد بازار خرید و فروش نشوند. این موضوع موجب کاهش گردش معاملات و کاهش تحرک در کل بازار شده است؛ موضوعی که بر رکود موجود افزوده است.
چرا قیمتها کاهش محسوسی پیدا نمیکند؟
در شرایط عادی انتظار میرود کاهش تقاضا به افت قیمتها منجر شود، اما بازار مسکن ایران از این قاعده فاصله گرفته است. بخشی از مالکان به دلیل انتظار برای افزایش دوباره قیمتها حاضر به فروش با نرخهای پایینتر نیستند. از سوی دیگر، افزایش هزینه ساخت، قیمت زمین، مصالح ساختمانی و خدمات فنی نیز مانع کاهش قابل توجه قیمتها شده است.
در برخی مناطق البته فروشندگان واقعی که نیاز فوری به نقدینگی دارند، قیمتهای پیشنهادی خود را تعدیل کردهاند، اما این کاهشها هنوز به اندازهای نیست که بتواند فاصله میان قیمت مسکن و توان خرید خانوارها را جبران کند.
سرمایهگذاری غیرمولد و تداوم سفتهبازی
یکی دیگر از عوامل اثرگذار بر وضعیت بازار، تداوم حضور سرمایههای غیرمصرفی در بخش مسکن است. در دورههای بیثباتی اقتصادی، بخشی از سرمایهگذاران برای حفظ ارزش داراییهای خود به بازار ملک روی میآورند. این موضوع سبب میشود بخشی از واحدهای مسکونی نه برای سکونت، بلکه با هدف حفظ سرمایه یا کسب سود خریداری شوند.
در چنین شرایطی، بخشی از معاملات نیز با هدف سرمایهگذاری کوتاهمدت یا خرید و فروشهای مکرر انجام میشود و این مسئله میتواند مانع شکلگیری تعادل واقعی میان عرضه و تقاضای مصرفی شود. کارشناسان معتقدند افزایش شفافیت در معاملات، اجرای کامل سامانههای ثبت اطلاعات و مقابله با فعالیتهای سوداگرانه میتواند به کاهش این نوسانات کمک کند.
بازار اجاره نیز از رکود مسکن تأثیر گرفته است
کاهش توان خرید مسکن موجب شده بخش زیادی از متقاضیان به بازار اجاره منتقل شوند. افزایش تعداد مستأجران، فشار مضاعفی بر بازار اجاره وارد کرده و هزینه تأمین مسکن را برای خانوارها افزایش داده است. در نتیجه، سهم بیشتری از درآمد خانوار صرف پرداخت اجارهبها میشود و امکان پسانداز برای خرید مسکن بیش از گذشته کاهش مییابد.
این چرخه باعث شده بسیاری از خانوادهها برای کاهش هزینهها به واحدهای کوچکتر یا مناطق ارزانتر نقل مکان کنند؛ موضوعی که تغییر الگوی سکونت و افزایش تقاضا در شهرهای اقماری را نیز به دنبال داشته است.
راه خروج بازار مسکن از رکود چیست؟
کارشناسان معتقدند خروج بازار مسکن از رکود تورمی تنها با اجرای سیاستهای مقطعی امکانپذیر نیست. این بازار به شدت از شرایط اقتصاد کلان تأثیر میپذیرد و بدون کنترل تورم، ایجاد ثبات اقتصادی و افزایش قدرت خرید خانوارها، نمیتوان انتظار رونق پایدار داشت.
افزایش تولید مسکن متناسب با نیاز واقعی، توسعه ابزارهای تأمین مالی، اصلاح نظام تسهیلات بانکی، افزایش شفافیت در معاملات، کاهش هزینههای ساخت، هدایت سرمایهها به تولید و جلوگیری از فعالیتهای سوداگرانه، از جمله اقداماتی است که میتواند به تدریج زمینه بازگشت تعادل به بازار را فراهم کند.
در کنار این موارد، تقویت درآمد خانوارها و ایجاد تناسب میان رشد دستمزد و هزینه تأمین مسکن نیز از الزامات احیای تقاضای مصرفی محسوب میشود. در غیر این صورت، حتی با افزایش عرضه نیز بخش بزرگی از جامعه همچنان توان خرید واحدهای مسکونی را نخواهد داشت.
چشمانداز بازار مسکن
بازار مسکن امروز بیش از هر زمان دیگری به شاخصهای کلان اقتصادی وابسته است. ادامه تورم، کاهش قدرت خرید و محدودیت منابع مالی، چشمانداز کوتاهمدت این بازار را همچنان با رکود همراه کرده است. اگرچه احتمال تعدیل قیمت در برخی مناطق وجود دارد، اما تا زمانی که فاصله میان درآمد خانوارها و قیمت مسکن کاهش نیابد، رونق واقعی معاملات دور از انتظار خواهد بود.
واقعیت این است که بحران امروز بازار مسکن تنها یک مسئله اقتصادی نیست، بلکه به یکی از مهمترین چالشهای اجتماعی کشور نیز تبدیل شده است. کاهش امکان خانهدار شدن، افزایش مدت اجارهنشینی و دشوارتر شدن تأمین سرپناه، پیامدهایی فراتر از بازار ملک دارد و میتواند بر کیفیت زندگی، تشکیل خانواده و امنیت اقتصادی خانوارها اثرگذار باشد. از همین رو، بازگشت تعادل به بازار مسکن نیازمند مجموعهای از اصلاحات اقتصادی و سیاستهای پایدار است؛ اصلاحاتی که بتواند هم قدرت خرید مردم را تقویت کند و هم زمینه رونق تولید و عرضه واقعی مسکن را فراهم آورد.
https://www.kioskekhabar.ir/?p=317920











