×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

اخبار ویژه

مهدی صالحی طاهری

افزایش ناترازی بانک‌ها، محدودیت منابع اعتباری و تکرار پرداخت تسهیلات در زنجیره تولید، سیاستگذار پولی را به سمت توسعه ابزارهای نوین تأمین مالی سوق داده است. «تأمین مالی زنجیره‌ای» اکنون به عنوان راهکاری برای افزایش بهره‌وری منابع، کاهش فشار بر شبکه بانکی و تسهیل تأمین مالی تولید، در کانون سیاست‌های جدید اقتصادی قرار گرفته است.

تأمین مالی زنجیره‌ای؛ آغاز فصل تازه در اقتصاد ایران

به گزارش کیوسک خبر، سال‌هاست که با طرح موضوع حمایت از تولید، نخستین مطالبه فعالان اقتصادی افزایش سقف تسهیلات بانکی است. بسیاری از واحدهای تولیدی و صنعتی، محدودیت دسترسی به منابع مالی را مهم‌ترین مانع توسعه فعالیت‌های خود می‌دانند و انتظار دارند شبکه بانکی با تزریق اعتبارات بیشتر، مشکلات نقدینگی آنها را برطرف کند.

با این حال، بررسی ساختار اقتصاد ایران نشان می‌دهد چالش اصلی صرفاً کمبود منابع مالی نیست؛ بلکه شیوه تخصیص و گردش این منابع نیز به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های سیاستگذاران اقتصادی تبدیل شده است. به همین دلیل، در سال‌های اخیر رویکرد جدیدی در حوزه تأمین مالی شکل گرفته که به جای افزایش بی‌پایان تسهیلات، بر ارتقای بهره‌وری منابع و هدایت هوشمند اعتبار تمرکز دارد.

وابستگی سنگین اقتصاد به شبکه بانکی

اقتصاد ایران همچنان یکی از بانک‌محورترین اقتصادهای منطقه به شمار می‌رود. برآوردها نشان می‌دهد بیش از ۹۰ درصد نیاز مالی بنگاه‌های اقتصادی از طریق شبکه بانکی تأمین می‌شود؛ سهمی که در مقایسه با بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته و حتی اقتصادهای نوظهور بسیار بالاست.

در مقابل، بازار سرمایه هنوز نتوانسته نقش مؤثری در تأمین مالی تولید ایفا کند و محدودیت‌های موجود نیز موجب شده تأمین مالی خارجی سهم اندکی در اقتصاد کشور داشته باشد. نتیجه این شرایط، افزایش وابستگی بنگاه‌ها به بانک‌ها و تشدید فشار بر منابع محدود شبکه بانکی است.

این در حالی است که بانک‌ها خود با مشکلاتی نظیر ناترازی، محدودیت منابع، مطالبات غیرجاری و الزامات نظارتی روبه‌رو هستند؛ موضوعی که افزایش مستمر تسهیلات را با چالش‌های جدی مواجه کرده است.

سرمایه در گردش؛ مقصد اصلی منابع بانکی

بخش عمده‌ای از اعتبارات بانکی صرف تأمین سرمایه در گردش واحدهای تولیدی می‌شود. آمارها نشان می‌دهد بیش از ۷۰ درصد تسهیلات پرداختی بانک‌ها به این بخش اختصاص دارد و در برخی صنایع از جمله صنعت و معدن، این نسبت حتی به بیش از ۸۵ درصد نیز می‌رسد.

سرمایه در گردش، منابعی است که بنگاه‌ها برای خرید مواد اولیه، پرداخت دستمزد کارکنان، هزینه‌های جاری و استمرار فرآیند تولید به آن نیاز دارند. هرگونه وقفه در تأمین این منابع، می‌تواند زنجیره تولید را مختل کرده و بر عرضه کالا و اشتغال اثر مستقیم بگذارد.

با وجود این، کارشناسان اقتصادی تأکید می‌کنند که افزایش حجم اعتبارات، به تنهایی نمی‌تواند پاسخگوی نیازهای تولید باشد و نحوه توزیع این منابع اهمیت بیشتری پیدا کرده است.

تأمین مالی مکرر؛ گره پنهان نظام بانکی

یکی از مهم‌ترین چالش‌های نظام تأمین مالی کشور، پدیده «تأمین مالی مکرر» در زنجیره تولید است.

در الگوی سنتی، هر حلقه از زنجیره تولید به صورت جداگانه برای دریافت تسهیلات اقدام می‌کند؛ از تولیدکننده مواد اولیه گرفته تا قطعه‌ساز، کارخانه تولیدکننده محصول نهایی و حتی برخی شرکت‌های توزیعی، همگی به شکل مستقل متقاضی دریافت اعتبار از بانک هستند.

این فرآیند موجب می‌شود بانک‌ها عملاً یک زنجیره واحد را چندین بار تأمین مالی کنند؛ موضوعی که علاوه بر افزایش فشار بر منابع بانکی، هزینه‌های اعتبارسنجی، وثیقه‌گیری، نظارت و مدیریت تسهیلات را نیز افزایش داده و کارایی نظام تأمین مالی را کاهش می‌دهد.

در شرایط محدودیت منابع، ادامه این روند نمی‌تواند پاسخگوی نیازهای روزافزون بخش تولید باشد.

چرا افزایش تسهیلات کافی نیست؟

تجربه اقتصاد ایران طی سال‌های گذشته نشان داده است که افزایش حجم تسهیلات الزاماً به رشد پایدار تولید یا افزایش بهره‌وری منجر نمی‌شود.

در برخی صنایع، سرمایه‌گذاری‌های گسترده بدون توجه کافی به ظرفیت بازار و میزان تقاضا انجام شده و در نتیجه بخشی از منابع مالی بازدهی مورد انتظار را نداشته است. این تجربه نشان می‌دهد هدایت صحیح منابع و تخصیص هدفمند اعتبار، اهمیت بیشتری نسبت به صرف افزایش حجم تسهیلات دارد.

بر همین اساس، سیاستگذار پولی در تلاش است علاوه بر تأمین منابع مورد نیاز بنگاه‌ها، کیفیت تخصیص اعتبار را نیز ارتقا دهد تا منابع محدود بانکی به فعالیت‌های مولد و ارزش‌آفرین هدایت شوند.

تأمین مالی زنجیره‌ای؛ رویکردی متفاوت

در پاسخ به این چالش‌ها، توسعه ابزارهای نوین تأمین مالی به یکی از اولویت‌های سیاستگذار پولی تبدیل شده است.

مهم‌ترین محور این تحول، «تأمین مالی زنجیره‌ای» است؛ مدلی که در آن اعتبار نه بر اساس درخواست یک بنگاه منفرد، بلکه بر پایه روابط واقعی تجاری میان حلقه‌های مختلف زنجیره تولید تخصیص می‌یابد.

در این الگو، جریان کالا، خدمات و اسناد تجاری مبنای تأمین مالی قرار می‌گیرد و تلاش می‌شود کل زنجیره تولید با حداقل استفاده از تسهیلات مستقیم بانکی و با حداکثر بهره‌وری از منابع موجود فعالیت کند.

مزایای تأمین مالی زنجیره‌ای برای اقتصاد

کارشناسان معتقدند اجرای گسترده تأمین مالی زنجیره‌ای می‌تواند آثار قابل توجهی بر اقتصاد کشور داشته باشد.

از مهم‌ترین مزایای این مدل می‌توان به کاهش تأمین مالی تکراری، افزایش سرعت گردش اعتبار، کاهش هزینه‌های بانکی، ارتقای شفافیت جریان مالی، بهبود نظارت بر مصرف منابع، کاهش نیاز به وثایق سنگین و افزایش بهره‌وری منابع بانکی اشاره کرد.

علاوه بر این، با اتصال حلقه‌های مختلف زنجیره تولید به یکدیگر، امکان مدیریت دقیق‌تر جریان نقدینگی فراهم شده و ریسک انحراف منابع نیز کاهش می‌یابد.

ابزارهای نوین در خدمت تولید

در چارچوب سیاست جدید، ابزارهایی مانند اوراق گواهی اعتبار مولد (گام)، برات الکترونیکی، فکتورینگ و سایر ابزارهای تأمین مالی زنجیره‌ای، به تدریج جایگاه پررنگ‌تری در نظام مالی کشور پیدا می‌کنند.

این ابزارها ضمن کاهش وابستگی بنگاه‌ها به دریافت تسهیلات نقدی، امکان تأمین سرمایه در گردش را از طریق گردش اسناد تجاری و اعتبار میان فعالان اقتصادی فراهم می‌کنند؛ موضوعی که در بسیاری از اقتصادهای پیشرفته نیز تجربه موفقی داشته است.

تغییر نقش بانک‌ها در اقتصاد

حرکت به سمت تأمین مالی زنجیره‌ای به معنای حذف بانک‌ها از فرآیند تأمین مالی نیست، بلکه نقش آنها را متحول می‌کند.

در الگوی جدید، بانک‌ها به جای آنکه صرفاً پرداخت‌کننده منابع باشند، به مدیریت‌کنندگان جریان اعتبار در زنجیره تولید تبدیل می‌شوند. این تغییر می‌تواند ضمن کاهش فشار بر منابع بانکی، کیفیت تخصیص اعتبار را نیز افزایش دهد و زمینه استفاده بهینه از منابع محدود مالی را فراهم سازد.

چشم‌انداز پیش‌رو

اگرچه سهم تأمین مالی زنجیره‌ای از کل نظام مالی کشور هنوز محدود است، اما جهت‌گیری سیاستگذار نشان می‌دهد آینده نظام تأمین مالی ایران به سمت استفاده گسترده‌تر از ابزارهای نوین حرکت می‌کند.

موفقیت این رویکرد می‌تواند علاوه بر کاهش ناترازی شبکه بانکی، هزینه تأمین مالی تولید را کاهش دهد، شفافیت اقتصادی را افزایش دهد و زمینه رشد پایدار بنگاه‌های مولد را فراهم کند.

به گزارش کیوسک خبر، در شرایطی که اقتصاد ایران بیش از هر زمان دیگری به استفاده بهینه از منابع مالی نیاز دارد، عبور تدریجی از الگوی سنتی تسهیلات‌محور و توسعه تأمین مالی زنجیره‌ای می‌تواند یکی از مهم‌ترین اصلاحات ساختاری نظام پولی و بانکی کشور باشد؛ اصلاحی که در صورت اجرای صحیح، نه‌تنها فشار بر شبکه بانکی را کاهش می‌دهد، بلکه مسیر تازه‌ای برای رونق تولید، افزایش بهره‌وری و تقویت رشد اقتصادی ترسیم خواهد کرد.

منبع خبر : کیوسک خبر

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.