مهدی صالحی طاهری
در شرایطی که سیاستهای پولی انقباضی فدرال رزرو و تشدید تنشهای ژئوپلیتیک در تنگه هرمز، اقتصاد جهانی را به نقطه عطفی تاریخی کشانده، معادله پیچیده دلار و نفت به معمای حلنشدهای برای سرمایهگذاران بدل شده است. ناترازی ساختاری اقتصادهای بزرگ از یک سو و تهدید اختلال در شریانهای تأمین انرژی از سوی دیگر، بازارها را در انتظار پاسخ به این پرسش نگه داشته است: جهان به سوی رکود تورمی پیش میرود یا آرامش نسبی با یک توافق استراتژیک ممکن خواهد شد؟
به گزارش کیوسک خبر، بازارهای جهانی این روزها ترکیبی از دو ریسک بیسابقه را تجربه میکنند: از یک سو، اصرار فدرال رزرو بر تداوم سیاست «نرخ بهره بالاتر برای مدت طولانیتر» و از سوی دیگر، جوشش تنشها در خاورمیانه و تهدید جدی برای ترانزیت انرژی از تنگه هرمز. این دو متغیر نه مستقل از یکدیگر، بلکه در همتنیده، اقتصاد جهانی را وارد فازی از عدم قطعیت بیسابقه کردهاند.
شاخص دلار در ماههای اخیر بار دیگر به عنوان پناهگاه امن سرمایهها خودنمایی کرده است. برخلاف پیشبینیهای اولیه از کاهش نرخ بهره در سال جاری، دادههای تورمی آمریکا نشاندهنده پایداری فشار قیمتهاست؛ موضوعی که احتمال تداوم سیاست انقباضی را تقویت کرده است. این روند، فشار فزایندهای بر اقتصادهای نوظهور وارد میآورد، چراکه جریان سرمایهها به سمت داراییهای دلاری، بازدهی اوراق خزانه آمریکا را حتی با وجود مخاطرات بدهی، جذابتر از گزینههای پرریسک ساخته است.
از سوی دیگر، ژاپن با مداخله در بازار ارز و تلاش برای حمایت از ین، صحنهای از تقابل فرسایشی با سیاست فدرال رزرو را به تصویر کشیده است. روسیه نیز با عرضه مداوم طلا به بازارهای جهانی، راهبردی متفاوت برای مدیریت پیامدهای انزوای اقتصادی در پیش گرفته است. این ناترازی آشکار در سیاستهای پولی اقتصادهای بزرگ، عملاً سرمایهگذاران را به سمت دلار سوق داده و انعطافپذیری سایر ارزها را کاهش داده است.
بدهی ملی آمریکا که از مرزهای تاریخی عبور کرده، به یکی از چالشهای سیستماتیک اقتصاد جهانی تبدیل شده است. نرخ بهره فعلی، هزینه خدمات بدهی دولت ایالات متحده را به رقم بیسابقهای رسانده که بخش قابل توجهی از بودجه سالانه را میبلعد. این ناترازی بودجه دیگر یک مسئله داخلی نیست؛ بلکه تهدیدی برای کل بازارهای مالی جهان محسوب میشود. فدرال رزرو اکنون در یک «دام سیاستی» گرفتار آمده: افزایش نرخ بهره، کسری بودجه دولت را بحرانیتر میکند و کاهش آن، خطر بازگشت تورم مارپیچی را تشدید مینماید.
بازار نفت امروز بیش از هر زمان دیگری در یک دهه اخیر به متغیرهای امنیتی گره خورده است. کاهش ۴.۵ درصدی اخیر قیمت نفت برنت در واکنش به اخبار مثبت از مذاکرات سیاسی، نشان داد که بازارها تا چه حد تشنه سیگنالهای صلحآمیز هستند. اما واقعیت میدانی چیز دیگری است: آمریکا و اروپا در آزادسازی ذخایر استراتژیک خود محتاطانه عمل کردهاند، چراکه در صورت وقوع یک درگیری تمامعیار در خاورمیانه، این ذخایر آخرین سنگر دفاعی آنها خواهد بود.
اهمیت تنگه هرمز در معادلات کنونی بهحدی است که هرگونه انسداد طولانیمدت میتواند قیمت نفت را به ارقامی برساند که اقتصاد جهانی توان تحمل آن را ندارد. این نقطه، جایی است که دو بحران انقباض پولی و اختلال ژئوپلیتیک در هم ادغام میشوند: نفت گران، فشارهای تورمی را تشدید میکند و فدرال رزرو را مجبور به تداوم سیاست سختگیرانهتر مینماید.
مس به عنوان دماسنج اقتصاد جهانی، این روزها تلاطمی شدید را تجربه میکند. در صورت تداوم فضای جنگی، کاهش فعالیتهای صنعتی و ساختوساز، قیمت فلزات را تحت فشار خواهد گذاشت. اما سناریوی معکوس نیز وجود دارد: هرگونه توافق سیاسی که به کاهش تنش منجر شود، میتواند زمینهساز بازگشت سیاستهای انبساطی و کاتالیزوری برای افزایش قیمت کالاهای اساسی باشد. بنابراین سرنوشت کامودیتیها عملاً در اتاقهای مذاکره سیاسی رقم میخورد، نه صرفاً در تالارهای بورس کالا.
به گزارش کیوسک خبر، تحلیل ساختار فعلی اقتصاد جهانی نشان میدهد که در ماههای آتی، سه سناریوی کلیدی محتمل است: نخست، تداوم تنشهای منطقهای که به نفت گران و رکود در بخش تولید منجر خواهد شد. دوم، دستیابی به یک توافق شکننده که میتواند فشار را از روی قیمت انرژی بردارد و به فدرال رزرو اجازه دهد مسیر سیاستی خود را نرمتر کند. سوم، تشدید بحران بدهی آمریکا که ممکن است اعتماد جهانی به دلار را خدشهدار سازد.
برای فعالان اقتصادی، زمان آن رسیده که «ریسک عدم قطعیت» نه به عنوان یک متغیر موقت، بلکه واقعیتی دائمی در محاسبات لحاظ شود. تنگه هرمز اکنون تنها یک گذرگاه آبی نیست؛ به قلب تپنده و در عین حال آسیبپذیر اقتصاد قرن ۲۱ تبدیل شده است که تپشهای نامنظم آن، مستقیماً بر سبد داراییهای جهانی تأثیر میگذارد.
لینک اینستاگرام:
https://www.instagram.com/p/DYsiiWzEaet/?utm_source=ig_web_copy_link&igsh=MzRlODBiNWFlZA==
منبع خبر : کیوسک خبر
https://www.kioskekhabar.ir/?p=311807












