مهدی صالحی طاهری
حمله دوباره به مجتمع فولاد مبارکه و واحدهای وابسته به آن را نمیتوان صرفاً یک اقدام نظامی علیه یک کارخانه تلقی کرد. این رویداد، قلب یکی از مهمترین موتورهای اقتصاد کشور را هدف گرفته است؛ صنعتی که هزاران خانواده به طور مستقیم و غیرمستقیم از آن ارتزاق میکنند و یکی از اصلیترین منابع ارزآوری ایران به شمار میرود. این پرسش جدی مطرح میشود که چگونه میتوان همزمان مدعی حمایت از مردم بود و زیرساختهای تولید و اشتغال آنها را نابود کرد؟
مجتمع عظیم فولاد مبارکه اصفهان بار دیگر هدف حمله قرار گرفت. این حمله چندین نقطه از این مجموعه صنعتی را درگیر کرد و به ارزیابیهای اولیه، واحدهای مرتبط با فرآیند تولید را با خسارات قابل توجهی مواجه ساخت. همزمان، مجتمع فولاد سفیددشت در چهارمحال و بختیاری نیز هدف قرار گرفت. خوشبختانه به دلیل کاهش حضور کارکنان در شیفت شب، این حادثه تلفات انسانی در پی نداشت.
این دومین حمله در فاصله چند روز به این مجموعه حیاتی است. در حمله نخست، بخش مهمی از زیرساختهای انرژی فولاد مبارکه از جمله نیروگاه سیکل ترکیبی ۹۱۴ مگاواتی هدف قرار گرفته بود. آن حادثه یک شهید و تعدادی مجروح بر جای گذاشت.
برای درک اهمیت این حملات باید جایگاه صنعت فولاد در اقتصاد ایران را دقیقتر دید. فولاد مبارکه تنها یک کارخانه نیست؛ این مجموعه بزرگترین تولیدکننده فولاد تخت در خاورمیانه و ستون اصلی زنجیره صنعتی کشور است. محصولات آن در صنایع خودروسازی، لوازم خانگی، ساختمان، نفت و گاز و دهها صنعت دیگر استفاده میشود. به بیان ساده، وقتی به مجتمعی در این مقیاس حمله میشود، زنجیرهای از صنایع پاییندستی، هزاران واحد تولیدی و معیشت دهها هزار کارگر و خانوادههایشان در معرض آسیب قرار میگیرد.
بسیاری از ناظران، این حملات را بخشی از یک راهبرد «جنگ ترکیبی» میدانند؛ راهبردی که در آن فشار نظامی، اقتصادی و سایبری همزمان به کار گرفته میشود. در این چارچوب، صنایع کلیدی مانند فولاد به اهداف اصلی تبدیل میشوند، زیرا آسیب به آنها کاهش صادرات، اختلال در صنایع پاییندستی و در نهایت فشار بیشتر بر معیشت مردم را به دنبال دارد.
با این واقعیت، یک تناقض آشکار شکل میگیرد. همان کسانی که مدعی «حمایت از مردم ایران» هستند، دقیقاً زیرساختهایی را هدف میگیرند که زندگی و درآمد همین مردم به آن وابسته است. این رویکرد بیش از هر چیز نشان میدهد هدف اصلی، فرسایش توان اقتصادی کشور و ایجاد فشار بلندمدت بر زندگی مردم است؛ نه حمایت از آنها.
واقعیت این است که جنگ زیرساختی، بیش از هر چیز اقتصاد و زندگی روزمره مردم را نشانه میگیرد. اما ماجرا فقط به فولاد محدود نیست. در یک ماه و اندی گذشته، از مدارس و بیمارستانها گرفته تا بازار میوه و ترهبار و منازل مسکونی، صدها نقطه غیرنظامی هدف قرار گرفتهاند. این حملات نه تنها ساختمانها، که امنیت روانی مردم را نیز زخمی کرده است.
خلاصه اینکه آنچه امروز با نام «کمک به مردم ایران» بر سر صنایع کلیدی، زیرساختهای انرژی، بیمارستانها و حتی بازارهای روز مىآید، نه کمکی که جنگی تمامعیار علیه معیشت و امنیت روانی یک ملت است. کارگر فولاد مبارکه، پیمانکار صنایع پاییندستی، خانوادهای که خودرو یا لوازم خانگی نیاز دارد، همگی هدف مستقیم این حملات هستند. ادعای حمایت از مردم وقتی به نابودی شغل، ارز و تولید منجر شود، نه تنها دروغی آشکار، بلکه مصداق بارز جنگ با غیرنظامیان از راه تخریب معیشت آنان است.
مردم ایران نیازی به تحلیلهای پیچیده ندارند؛ نتیجه این «کمک» را با گرانی، بیکاری و تداوم فشار اقتصادی لمس میکنند. اما تجربه سالهای تحریم و جنگ اقتصادی پیشین نشان داده که این ملت با تکیه بر توان داخلی و همبستگی ملی، بار دیگر این فشارها را پشت سر خواهد گذاشت. آنچه امروز در آتش حملات میسوزد، شاید چند کارخانه و نیروگاه باشد، اما اراده مردم ایران برای ساختن دوباره، هرگز هدف قرار نخواهد گرفت.
منبع خبر : کیوسک خبر
https://www.kioskekhabar.ir/?p=306805












