×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

اخبار ویژه

برای آقای غریبم!
دکتر علیرضا مخبردزفولی

دکتر علیرضا مخبردزفولی
سال ۱۳۶۷بود. نوجوان طور بودم. تازه موهای تُنُکی روی صورتم در آمده بود!
ماه های آخر ریاست جمهوری اش بود.

چهره ی ماهش را نقاشی کرده بودم و گوشه نقاشی ام با اِتُدی که نوکش را شکسته بودم تا مثل نوک قلم نی شود؛ با خط شکسته نستعلیق نوشته بودم:
«چون دایره ما زپوست پوشان توایم
در دایره ی حلقه به گوشان توایم
گر بنوازی به سر خروشان توایم
ور ننوازی هم از خموشان توایم»
پادگان کرخه بودم. وقتی بعد از ۴۵ روز برگشتم برادرزاده ام تا چشمش به من افتاد فریاد زد:
«عمو جان! عمو جان!
اقای خامنه ای جوابت داده!»
نامه را از سر امانتداری باز کرده و همه خوانده بودند!!…
می خواهم بگویم هنوز رهبر نبود که مریدش شدم.

مردی که در حجاب سنگین و ضخیمِ «معاصرت» تقریبا به طور کامل ناشناخته ماند! حتی برای مریدانش…
مسعود بهنودِ اپوزیسیونِ خارج نشینِ کمی منصف، درست می گفت که ۲۰۰ سال بعد همه در مورد «آیت الله خامنه ای» حرف خواهند زد!
مردی که افکار و آرمان هایش بسی فراتر از روزگار و حتی نخبگانش بود…
مردی که حتی در محاصره سپاهِ رسانه های کثیف استکبار و بی بصیرتی حتی خواص کشورش، هیچگاه از تلألؤ نیفتاد و از درخشش خیره کننده شخصیت چند بعدی و نبوغ چشمگیرش کاسته نشد.

اگرچه آن بوقها که برای تخریب او می کوشیدند؛ بعضی شب اندیشان نادان را تا مرز هلهله در شهادت مظلومانه او و خانواده اش کشاندند؛ اما مثل مولایش حسین، رنگ غربت و حجم مظلومیتش آن قدر غلیظ و بزرگ بود که خفتگان گورستان غفلت را هم بیدار کند!
هیچ شکی ندارم که در قنوت های شبانه اش با همان دست مجروحش ، حتی برای همان هلهله کنندگان دعا کرده است. معمار ایران نوین، مردی که ۳۷ سال در تراکم توطئه های رنگارنگ، و جنگ های گوناگون، نگذاشت یک میلی متر از خاک پاک ایران، بر باد رود!
شگفت آنکه در دوره های پادشاهان بی عرضه ایران،که تفاله ی یکی از آن ها هنوز نفس می کشد! -و مهم ترین نقشش در هستی همین است!!-بر اساس پژوهش های متفن تاریخی بین ۴۵ تا ۵۵ درصد، از خاک وطن فقط با تهدیدِ جنگ(نه خود جنگ!) از دست رفته است.

اشراف حیرت انگیز این مرد بر سیاست های جهانی در اوج صداقت، شجاعت بی مانند در عین خردورزی ، هوش سرشار و دست نیافتنی بدون فریب، مطالعات بسیط و وسیع، بدون تفاخر ، تسلط بر فنون نظامی بدون بی وجدانی، همت بلند ، تفکرات راهبردی، پرهیزکاری و ساده زیستی بدون نمایش، و بیان فصیح و چهره جذاب؛ از او ترکیبی بی مانند ساخته بود که روزگار به خود ندیده و بعید است که بار دیگر به خود ببیند.

او در نهم اسفندماه ۱۴۰۴ در حالیکه دشمنان پست و حقیرش می گفتند به روسیه گریخته! یا در عمق زمین پنهان شده! و مردمش را تنها گذاشته است؛در دفتر کارش، به همراه دختر، داماد،عروس و نوه شیرخوارش مظلومانه، با زبان روزه و در حال تلاوت قرآن به شرف شهادت و آرزویش رسید. ای کاش این «ذبح عظیم» و شهادت عجیب، دروغگویی رسانه های کثیف دشمن و نفاق و نجاست آنان را برای همیشه برملا کرده باشد؛ و دیگر از این سوراخ دوباره گزیده نشویم!
مولای ما!
فراموشت نخواهیم کرد.

در روضه های حسین به یاد گریه های سوزناکت، در لحظه تحویل سال به یاد لبخندهای شیرینت، در عید فطر به یاد قنوت های بارانی ات، در روز درختکاری به یاد نهال کاری ات،در نیمه رمضان به یاد شعرخوانی ات…
هر بار زخم خون فشان فراقت ، دوباره سر باز خواهد کرد و از عمق جان ناله خواهیم زد…
حتی تصوّر نبودنت کشنده است و نفس کشیدن در زمانه ای که تو دیگر در آن نیستی خفقان آور است!
خدایا خودت صبرمان ده که زیر بار این مصیبت، استوار بمانیم ؛ تا انتقام خونش را از قاتلانِ جانیِ فاسدِ «اپیستین» بگیریم.
چقدر دوست داشتیم خودت عَلم را به صاحبش بسپاری آقای شهید ایران!
و چقدر ظهور مهدی موعود(عج) می تواند شفای این دردها و زخم ها باشد…
رهبر عزیزم!

در نماز تو از اعماق قلبمان خواهیم گفت:
«اللهم انا لانعلم منه الا خیرا»
سفرت به خیر
مهربان ترین رهبر و رفیق امت!
دلمان برایت خیلی خیلی تنگ خواهد شد…

منبع خبر : کیوسک خبر
برچسب ها :

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.