رضا صالحی
رضا صالحی ـ روزنامهنگار
شرط غرامت یکی از مهمترین شروط ایران برای پایان جنگ بود؛ شرطی که توسط رهبر معظم انقلاب به صراحت در دو پیام خویش بیان شد. این شرطِ کمتر مورد توجه قرار گرفته، امروز به جایی رسیده است که مجری تلویزیون هم به خود اجازه میدهد آن را ناممکن و نشدنی بخواند و تصریح کند که نمیشود از آمریکا غرامت گرفت؛ چرا که غرامت به معنای اعلام رسمی شکست است و آمریکا زیر بار اعلام رسمی شکست نمیرود.
فارغ از صحت سنجی، این نگاه نشاندهنده رویکردی خاص است که در آن برخی افراد نه تنها از دستاوردهای نامشخص مذاکراتی پیشرو با شور و شعف یاد میکنند—آن هم در شرایطی که مطلعینی چون رئیس کمیسیون امنیت ملی نسبت به آن هشدار میدهند—بلکه با افتخار از عدم تحقق شروط اساسی سخن گفته و دستور رهبری را نشدنی میدانند.
معنای حقیقی «شرط» این است که اگر محقق نشود، توافق نیز نباید صورت گیرد. وقتی غرامت به عنوان شرط اصلی مطرح میشود، یعنی بدون آن توافقی در کار نخواهد بود. اما به نظر میرسد سازوکار دیگری در حال شکلگیری است تا شروط زیر پا گذاشته شود و در نهایت مانند برجام گفته شود: «نشد، نتوانستیم، نکردیم.»
یا آنکه با خوش بینی پاسخ داده شود شرط غرامت اگر چه لفظا محقق نخواهد شد اما چیزی مشابه آن رقم خواهد خورد به تعبیر دیگر به این صورت که طرف مقابل قرار است به شما غرامت بدهد، اما نه به نام غرامت، بلکه در قالب یک صندوق سرمایهگذاری یا عناوین مشابه!
این صندوق نیز دو حالت دارد: مانند دوران پس از جنگ جهانی دوم، صندوقی با نظارت مستقیم و کامل آمریکا برای وابسته کردن ایران و سلب استقلال آن خواهد بود، یا مبالغ هنگفتی بدون قید و شرط برای بازسازی داده خواهد شد. زمزمه ها حاکی از شیوه اول است که عدم تحقق آن امری بهتر از تحقق این چنینی است. هرچند شیوه دوم هم بر اساس تجریبات آمریکا در موارد گذشته مانند ویتنام امری فریبنده و نشدنی است؛نمونه ای که در جهان هم از لحاظ شکست آمریکا و هم از لحاظ غرامت دریافت کردن با ایران مقایسه می شود.
دولت آمریکا که به شدت در باتلاق ویتنام گل گیر کرده بود و هر روزِ جنگ برایش هزینههای فراوانی داشت، تصمیم به عقبنشینی گرفت. رئیسجمهور آمریکا به صراحت از ایجاد صندوق سرمایهگذاری برای بازسازی ویتنام سخن می گفت. و شاید در آن لحظه نام غرامت را نمیآورد، اما تعهد داده بود که هزینهاش را پرداخت خواهد کرد و حتی در متن توافق در بند ۲۱ صلح پاریس به صراحت این موضوع آورده شد که :«ایالات متحده در راستای سیاست سنتی خود، به بازسازی پس از جنگ در جمهوری دموکراتیک ویتنام (ویتنام شمالی) و سراسر الهندچین کمک خواهد کرد.»
این مساله برای طرف ویتنامی آن قدر واضح و شفاف بود که فام وان دانگ (نخستوزیر وقت ویتنام) و له دوک تو (مذاکرهکننده ارشد ویتنام) صراحتاً در کنفرانسهای خبری اعلام کردند:«آمریکا این بند را امضا کرده است. این یک تعهد حقوقی برای جبران ویرانیهایی است که بمبافکنهای B-52 در کشور ما ایجاد کردهاند. این کمکِ بلاعوض یا صدقه نیست؛ این تاوان جنگ است.»
در عمل اما چه شد؟ هیچ چیزی به دست ویتنامیها نرسید ؛ واشنگتن به جای پرداخت غرامت، سیاست «تنبیه ویتنام» را در پیش گرفت؛ این کشور را بایکوت اقتصادی کرد، جلوی وامهای بانک جهانی به ویتنام را گرفت و تا سال ۱۹۹۴ این تحریمهای کمرشکن را حفظ کرد. سالها بعد هم، هنگامی که دولت ویتنام رویکردی غربی اتخاذ کرد مجبور شد بابت هزینههای پیشین آمریکا در تجاوز به ویتنام به این کشور متجاوز خسارت هم پرداخت کند!
آمریکا در لحظاتی که جنگ را تمام میکرد، حاضر بود خود را به آب و آتش بزند ولی ویتنامی ها با وعده فریبنده «همین صندوق خوب است» او را نجات دادند و وقتی آمریکا از آنجا فرار کرد، نشان داد که نه تنها قرار نیست غرامتی پرداخت کند، بلکه غرامت هم اخذ میکند!
فارغ از این تجربه تلخ تاریخی اگر مسئله غرامت را از مذاکرات حذف کنیم، حتی با دادن بزرگترین امتیازات مانند بازگشایی تنگه هرمز، تنها چیزی که برای ایران میماند ۶ میلیارد دلار از پولهای بلوکه شده خودش است – آن هم در حالی که درآمد تنگه به مراتب بالاتر و بی مساله تر از این رقم هاست- برای درک ناچیز بودن این رقم باید دانست که سهم ارز تخصیصیافته برای واردات نهادههای دامی کشور در سال گذشته ۷ میلیارد دلار بود، یعنی یک میلیارد دلار بیشتر از این مبلغ فرضی. این یعنی دستاورد تعهدات ایران آن هم در پسا پیروزی در خوشبینانه ترین حالت کمتر از هزینه سالانه خوراک مرغهای کشور خواهد بود.
منبع خبر : کیوسک خبر
https://www.kioskekhabar.ir/?p=312290












