×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

اخبار ویژه

علیرضا اسدی

۱۴ می ۲۰۲۶ رسانه بریتانیایی فایننشنال تایمز خبری منتشر کرد مبنی بر اینکه عربستان سعودی در حال بررسی پیمان عدم تجاوزی مشابه با پیمان هلینسکی در دهه ۱۹۷۰ میلادی است، این پیمان در اوت ۱۹۷۵ میلادی میان کشورهای اروپایی، شوروی و کشورهای اقماری آن، ایالات‌متحده و کانادا بسته شد، در این پیمان دولت‌های غربی برای اولین بار حوزه نفوذ شوروی و وجود دولت‌های کمونیستی به رسمیت شناخته شد و سردمداران شوروی آن را نوعی پیروزی دیپلماتیک برداشت می‌کردند ولی در عوض این به رسمیت‌شناخته شدن دولت‌های اقمار شوروی، آنان حق آزادی بیان و آزادی اجتماعات را برای گروه‌های سیاسی مخالف حکومت خود به رسمیت شناختند، و اعضای پیمان اجازه داشتند در صورت نقض این پیمان توسط یکی از اعضا، عضو متخلف را توبیخ کنند.
در آن زمان بلوک شرق چنین گمان می‌کرد که بعد از این پیمان دیگر شورش یا انقلابی دیگر رخ نخواهد داد اما این پیمان به شکل‌گیری گروه‌های حقوق بشری در درون خاک شوروی و اعضای بلوک آن منجر شد و بهانه لازم برای مداخله غرب برای فرسایش داخلی شوروی را فراهم کرد که نخست با فروریختن دیوار برلین و اتحاد دو آلمان به نفع جمهوری فدرال آلمان و بعد با انحلال پیمان ورشو و سپس فروپاشی اتحاد شوروی در ۱۹۹۱ میلادی به سرانجام رسید.
اکنون در سال ۲۰۲۶ میلادی عربستان سعودی و شرکای اروپایی آن توصیه کرده‌اند که برای تغییر صحنه ژئوپلتیکی غرب آسیا می‌بایست ایران در یک پیمان مشترک باکشورهای جنوب خلیج فارس پیمان دوستی و عدم تجاوز را امضا کند، در واقع این کار برای ایجاد سابقه حقوقی علیه ایران است تا در صورت دفاع ایران از امنیت ملی خود که با دعوت کشورهای عربی از ایالات‌متحده تهدید می‌شود، ایران نتواند در عرصه دیپلماسی از حقوق خود دفاع کرده و حتی شرایط را برای خلع سلاح ایران و گرفتن کارت‌هایی که ایران با آن توانست از موجودیت نظام سیاسی خود دفاع کند مهیا سازد، در واقع این پیمان اگرچه می‌تواند در مراحل اولیه در کاهش تنش و سپس با بازکردن راه مذاکرات در شرایط غیرجنگی صلح کوتاه‌مدتی را رقم بزند اما دست ایران در استفاده از ابزارهای خود را می‌بندد و شرایط برای بازیگری تهاجمی کشورهای عربی را فراهم کرده و به مرور نقش ایران در موضوعاتی چون مدیریت تنگه هرمز و نظارت بر کشتیرانی خلیج فارس را که از اصلی‌ترین دستاوردهای جنگ تحمیلی سوم بوده را تهدید کند. لذا با وجود فرصت اندکی که چنین توافق منطقه‌ای می‌تواند شکل بدهد، تهدید بلندمدتی علیه منافع ملی شکل خواهد گرفت که می‌تواند شرایط را برای آغاز جنگی سهمگین‌تر فراهم کند. از آنجایی که کشورهای جنوب خلیج‌فارس خروج ایالات‌متحده از منطقه را شروع نظام ایرانی در غرب آسیا می‌دانند بعید است که حتی در صورت اراده آمریکا برای خروج از منطقه، آنان چنین اجازه‌ای را به این کشور بدهند. در حالی که چین خود را به عنوان یک قدرت اقتصادی تعریف کرده و تهدید شدن چرخه تامین کالا و انرژی خود را تحمل نمی‌کند، ممکن است در صورت عدم طراحی ابتکار پیش‌دستانه توسط جمهوری اسلامی ایران، پیشنهاده کشورهای عربی تبدیل به برنامه حمایتی چین برای جامه عمل پوشاندن به ابتکار چهاربندی آقای شی شود (این پیشنهاد مبتنی بر این چهار بند است: ۱٫ همزیستی مسالمت‌آمیز: ایجاد آنچه او به عنوان یک معماری امنیتی «مشترک، جامع، مشارکتی و پایدار» برای منطقه می‌خواند، ۲٫ حاکمیت ملی: احترام کامل به حاکمیت، امنیت و تمامیت ارضی کشورهای خاورمیانه و خلیج فارس، در عین محافظت از مردم، تأسیسات و نهادها، ۳٫ حاکمیت حقوق بین‌الملل: رعایت قوانین بین‌المللی و رد یکجانبه‌گرایی و ۴٫ سیاست قدرت و توسعه و امنیت با هم: ایجاد شرایط برای رشد و ثبات، در عین حال به اشتراک گذاشتن فرصت‌های ایجاد شده مبتنی بر قدرت نوسازی چین) در صورت موفقیت سعودی و شرکای آن برای اقناع پکن برای خوانش پیشنهاد چهاربندی مبتنی بر تفاسیر اعراب جنوب خلیج‌فارس، جلب حمایت قدرت‌های جهانی و دارای حق وتو برای اعاده حقوق ملت ایران دشوار خواهد شد.
لذا سیاست‌گذاران عرصه خارجی جمهوری اسلامی ایران می‌بایست با درنظرگرفتن منافع و امنیت ملی در بلندمدت و ارائه ابتکار امنیتی و سپس اقتصادی برای آینده منطقه حول تهران شرایط را برای تثبیت پیروزی‌های بزرگتر در آینده مهیا سازند، در نظام آینده جهان که رو به چندقطبی‌شدن می‌رود کشوری می‌تواند سهم بیشتری از جهان داشته باشد که نخست بتواند قدرت خود را در لایه‌های سخت و نرم بر منطقه خویش اعمال کند، ایران پس از جنگ تحمیلی سوم توانست قدرت نرم خود در منطقه را افرایش دهد و اکنون مشروعیت عمومی کافی برای اعمال یک نظم منطقه‌ای جدید با محوریت ایران فراهم شده است که اگر به طور مناسب با ابزارهای سخت ایران پیوند بخورد می‌تواند شرایط مناسبی برای جهش اقتصادی ایران را رقم بزند، از این رو اگر قرار بر امضای پیمان عدم تجاوز است، کشورهای منطقه نخست باید تضمین‌های امنیتی لازم برای عدم حضور نظامی و امنیتی قدرت‌های بیگانه چون بریتانیا، ایالات‌متحده و رژیم صهیونیستی را بدهند و به آن عمل کنند و سپس ما قدم بعدی را برداریم، هرگونه عقب‌نشینی از این نقطه می‌تواند شروعی برای عقب‌نشینی‌های بیشتر در آینده باشد.

نویسنده: علیرضا اسدی

منبع خبر : کیوسک خبر

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.