امیرمحمد صالحی
حرکت پرشتاب اقتصاد جهانی به سمت هوشمندسازی، امروز ایران را در نقطه عطفی تاریخی قرار داده است؛ جایی که تلفیق تجربه ارزشمند بازارهای سنتی با فناوریهای نوین، آموزش هدفمند و زیرساختهای پایدار، نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی انکارناپذیر برای بقا و رقابت در عرصه اقتصاد دیجیتال محسوب میشود.اقتصاد ایران برای حفظ رقابتپذیری در حال حرکت به سوی اقتصاد هوشمند است؛ مسیری که تحقق آن به آموزش، زیرساخت، فناوری و تصمیمسازی تخصصی وابسته است.
به گزارش کیوسک خبر، تحول دیجیتال در اقتصاد، بیش از آنکه یک پروژه فناورانه باشد، یک تغییر در شیوه حکمرانی اقتصادی و مدیریت کسبوکارها محسوب میشود. به همین دلیل، بسیاری از کشورهایی که امروز در حوزه اقتصاد هوشمند پیشرو هستند، سالها پیش از توسعه سامانههای دیجیتال، سرمایهگذاری گستردهای در آموزش نیروی انسانی، تدوین قوانین متناسب با اقتصاد نوین و ایجاد زیرساختهای ارتباطی انجام دادهاند. تجربه این کشورها نشان میدهد فناوری زمانی به افزایش بهرهوری منجر میشود که فعالان اقتصادی بتوانند از ظرفیت آن به درستی استفاده کنند.
در چنین شرایطی، ایران نیز برای حفظ رقابتپذیری اقتصادی، ناگزیر از حرکت در همین مسیر است؛ مسیری که البته با توجه به ساختار گسترده بازار، تنوع فعالیتهای اقتصادی و سابقه طولانی کسبوکارهای سنتی، نیازمند برنامهریزی تدریجی و واقعبینانه خواهد بود. آینده اقتصاد ایران نه در حذف بازار سنتی، بلکه در پیوند تجربه ارزشمند آن با فناوریهای نوین، آموزش مستمر و مدیریت هوشمند رقم خواهد خورد.
کارشناسان اقتصادی معتقدند در کشورمان اگرچه طی سالهای اخیر توسعه خدمات الکترونیکی، سامانههای مختلف و گسترش تجارت آنلاین با سرعت بیشتری دنبال شده است، اما همچنان فاصله قابل توجهی میان ایجاد ابزارهای فناورانه و آمادهسازی بسترهای لازم برای استفاده مؤثر از آنها وجود دارد. بسیاری از کسبوکارهای کوچک و متوسط هنوز در آغاز مسیر تحول دیجیتال قرار دارند و برای بهرهگیری از فناوریهای نوین، به آموزش، مشاوره و حمایتهای تخصصی نیاز دارند.
در اقتصاد امروز، دادهها به اندازه سرمایه و نیروی انسانی اهمیت یافتهاند و تحلیل صحیح اطلاعات میتواند به پیشبینی رفتار بازار، مدیریت موجودی کالا، کاهش هزینهها و افزایش رضایت مصرفکنندگان کمک کند. به همین جهت رقابت اقتصادی بیش از آنکه به حجم سرمایه وابسته باشد، به کیفیت تحلیل اطلاعات و سرعت تصمیمگیری وابسته خواهد بود.
توسعه مهارتهای نوین نیز به یکی از ضرورتهای اقتصاد آینده تبدیل شده است. ورود نسل جدید فناوریها، بسیاری از مشاغل را متحول کرده و در مقابل، فرصتهای تازهای برای کسبوکارها ایجاد کرده است. به همین دلیل، آموزشهای مهارتی دیگر تنها به فراگیری یک حرفه محدود نمیشود، بلکه شامل آشنایی با فناوریهای دیجیتال، مدیریت داده، بازاریابی نوین، ارتباط با مشتری و استفاده از ابزارهای هوشمند نیز خواهد بود.
بازار ایران از ظرفیت قابل توجهی برای ورود به این مرحله برخوردار است. گستردگی شبکه توزیع، تجربه چندین دهه فعالیت صنفی، حضور نسل جوان و توسعه زیرساختهای ارتباطی، فرصتهایی را ایجاد کرده که در صورت برنامهریزی مناسب میتواند به افزایش بهرهوری و رقابتپذیری اقتصاد کشور منجر شود. با این حال، تحقق این هدف مستلزم آن است که برنامههای آموزشی، سیاستهای حمایتی و زیرساختهای فنی به موازات یکدیگر توسعه یابند.
از سوی دیگر، هوشمندسازی اقتصاد به معنای کنار گذاشتن روشهای سنتی نیست، زیرا تجربه ارزشمند بازارهای سنتی، شناخت دقیق نیازهای مشتریان و سرمایه اجتماعی شکلگرفته در این بخش، همچنان یکی از مهمترین مزیتهای اقتصاد ایران محسوب میشود. آنچه اهمیت دارد، ایجاد پیوند میان این تجربه تاریخی با ابزارهای نوین مدیریتی و فناوریهای روز است؛ پیوندی که میتواند ضمن حفظ هویت بازار، زمینه ارتقای کیفیت خدمات، افزایش شفافیت و بهبود فضای کسبوکار را فراهم کند.
همزمان، نقش سیاستگذاری نیز در این مسیر تعیینکننده است. ثبات قوانین، هماهنگی میان دستگاههای اجرایی، استفاده از نظر متخصصان و پرهیز از تصمیمهای مقطعی، از جمله عواملی است که میتواند زمینه حرکت آرام و مستمر اقتصاد به سمت هوشمندسازی را فراهم کند. تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد هرچه سیاستگذاری مبتنی بر برنامههای بلندمدت و مشارکت ذینفعان باشد، فرآیند تحول نیز با هزینه کمتر و اثربخشی بیشتری همراه خواهد بود.
اکنون زمان آن رسیده است که نگاه به فناوری از یک ابزار جانبی فراتر رود و به عنوان بخشی از راهبرد توسعه اقتصادی کشور مورد توجه قرار گیرد. حرکت به سمت اقتصاد هوشمند، فرآیندی تدریجی است و نیازمند همکاری همه بخشهای مرتبط، از سیاستگذاران و دستگاههای اجرایی گرفته تا فعالان اقتصادی، مراکز آموزشی و متخصصان فناوری است.
آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد، شکلگیری یک نگاه مشترک به آینده اقتصاد است؛ نگاهی که در آن فناوری، آموزش، سرمایه انسانی، تجربه فعالان اقتصادی و سیاستگذاری علمی، اجزای یک منظومه واحد تلقی شوند. اگر چنین همافزایی شکل بگیرد، اقتصاد ایران خواهد توانست از فرصتهای پیشروی خود برای افزایش بهرهوری، ارتقای کیفیت خدمات، توسعه کسبوکارهای نوآور و تقویت جایگاه خود در اقتصاد منطقهای و جهانی بهره بیشتری ببرد؛ مسیری که هرچند زمانبر است، اما میتواند افق تازهای را پیش روی بازار کشور بگشاید.
منبع خبر : کیوسک خبر
https://www.kioskekhabar.ir/?p=316342












