در حالی که مهلت آتشبس غیررسمی ایران و آمریکا رو به اتمام است، اظهارات بیسابقه جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، از تغییر راهبردی عمیق در کاخ سفید حکایت دارد: گذار از سیاست مهار به طرح «توافق بزرگ» با هدف ادغام تدریجی ایران در اقتصاد جهانی. اگرچه مسیر با پیچیدگیهای ژئوپلیتیک و نقش بازدارنده اسرائیل همراه است، تحلیلگران بر این باورند که فرصتی تاریخی برای خروج ایران از ناپایداری اقتصادی و ورود به دورهای از سرمایهگذاری، فناوری و ثبات در حال شکلگیری است.
به گزارش کیوسک خبر، در روزهای پایانی مهلت آتشبس دو هفتهای میان تهران و واشنگتن، نشانههایی از یک تغییر پارادایم غیرمنتظره در سیاست خارجی آمریکا ظهور کرده است. اظهارات اخیر جیدی ونس، معاون رئیسجمهور، که تأکید کرد «دونالد ترامپ به دنبال توافق کوچک نیست، بلکه خواستار توافقی بزرگ با محوریت نبود سلاح هستهای و شکوفایی اقتصادی ایران است»، فراتر از یک ژست دیپلماتیک ارزیابی میشود. این سخنان، که در اسلامآباد و همزمان با مذاکرات اولیه بیان شد، نشانه تحولی در چارچوب ذهنی بخشی از نخبگان سیاستگذار آمریکایی به سمت یک «توافق بزرگ» است.
نکته مثبت و امیدوارکننده در این رویکرد جدید، عبور از نگاه صرفاً امنیتی به ایران است. به گزارش منابع نزدیک به تیم مذاکرهکننده، در قلب این توافق بالقوه، ایده «ادغام تدریجی ایران در اقتصاد جهانی» قرار دارد. تحقق این سناریو به معنای گشایش کانالهای سرمایهگذاری خارجی، انتقال فناوریهای نوین، دسترسی به بازارهای مالی بینالمللی و جهش صادرات غیرنفتی خواهد بود. چنین تحولی میتواند ایران را از اقتصاد شکننده و متکی به نوسانات نفت به سمت مسیری باثبات، پویا و مبتنی بر رشد پایدار هدایت کند.
کارشناسان ارشد اقتصادی معتقدند که حتی گامهای اولیه در این مسیر، مانند همکاری در توسعه میادین مشترک نفت و گاز، نوسازی ناوگان حملونقل و احیای کریدورهای ترانزیتی (از جمله کریدور شمال-جنوب)، میتواند منافع برد-بردی ایجاد کند که انگیزه دو طرف را برای تداوم تعامل افزایش دهد.
با وجود خوشبینی نسبت به افق پیش رو، نباید پیچیدگیهای مسیر را نادیده گرفت. موضوع هستهای، ذخایر اورانیوم غنیشده و نظارت بر آن، کماکان نیازمند مذاکرات فنی و زمانبر است. همچنین، نقش محوری اسرائیل به عنوان یک متحد راهبردی آمریکا، هر نوع توافق اقتصادی با ایران را با چالش مواجه میکند. با این حال، آنچه این گزارش را مثبت و تحلیلی میکند، تشخیص این واقعیت است که توافق صفر و صدی نه ممکن است و نه مطلوب.
به جای بنبستهای حداکثری، مسیر هوشمندانه «ترک مخاصمه» و توافقهای مرحلهای، انعطافپذیر و قابل بازنگری در دستور کار قرار گرفته است. تجربه برجام و سایر توافقات بینالمللی نشان داده که اعتمادسازی تدریجی، برخلاف خوشبینیهای زودهنگام یا بدبینیهای مطلق، تنها راه بقای یک توافق پایدار است.
به گزارش کیوسک خبر، رویکرد مطرحشده از سوی ونس، اگرچه هنوز با سیاست عملی و پایدار فاصله دارد، اما بیتردید نشانهای از تولد یک ادبیات جدید در واشنگتن است. مسیر پیش رو، هرچند تدریجی و پرچالش است، برای اولین بار پس از سالیان، عبارت «شکوفایی اقتصادی ایران» را در کنار لغات «توافق» و «آتشبس» نشانده است. از تنگه هرمز تا اتاقهای مذاکره، جهان امروز شاهد شکلگیری فرصتی نادر است؛ فرصتی که در آن، دیپلماسی هوشمندانه و توازنسازی جدید در منطقه، میتواند ایران را از انزوای اقتصادی خارج کرده و به بازیگری تأثیرگذار در معادلات جهانی تبدیل کند. به همین دلیل، تحلیلگران چشمانداز آینده را نه خاکستری، بلکه رنگی از امید محتاطانه میبینند.
https://www.kioskekhabar.ir/?p=307878












