فتانه ترکیان
صدای زنگ خطر جمعیت، این بار بلندتر از همیشه به گوش میرسد. اگر تا چند سال پیش نگرانیها بر کاهش تعداد فرزند سوم و چهارم متمرکز بود، امروز آمارها از اتفاقی عمیقتر خبر میدهند؛ خانوادههای ایرانی نهتنها تمایل کمتری به داشتن فرزند دوم و سوم دارند، بلکه تولد فرزند اول نیز با افت محسوسی روبهرو شده است. این یعنی مسئله دیگر صرفاً کاهش فرزندآوری نیست، بلکه میل به آغاز زندگی خانوادگی و ورود به تجربه والد شدن نیز در حال تغییر است.
به گزارش کیوسک خبر، تازهترین آمارهای اعلامشده از سوی دبیر ستاد ملی جمعیت، تصویری متفاوت از تحولات جمعیتی کشور ارائه میکند. بر اساس این آمار، تعداد تولد فرزند اول از حدود ۳۴۸ هزار نفر در سال ۱۴۰۳ به ۳۲۰ هزار نفر در سال ۱۴۰۴ رسیده است؛ کاهش بیش از هشت درصدی که از نگاه جمعیتشناسان، مهمترین شاخص این گزارش به شمار میرود. همزمان، تولد فرزند دوم نیز از ۳۵۵ هزار مورد به ۳۱۵ هزار مورد کاهش یافته و افتی بیش از ۱۱ درصد را تجربه کرده است. تولد فرزند سوم نیز با کاهش بیش از ۹ درصدی، از ۱۸۱ هزار به ۱۶۴ هزار مورد رسیده است.
این اعداد، اگرچه در ظاهر چند درصد کاهش را نشان میدهند، اما در واقع از تغییر رفتار یک جامعه حکایت دارند؛ تغییری که اثرات آن شاید امروز چندان محسوس نباشد، اما در دو یا سه دهه آینده، اقتصاد، بازار کار، نظام سلامت و حتی ساختار خانواده را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
کاهش فرزند اول، بیش از آنکه یک شاخص جمعیتی باشد، بازتابی از وضعیت اجتماعی و اقتصادی کشور است. تصمیم برای فرزنددار شدن، یکی از مهمترین تصمیمهای هر خانواده محسوب میشود؛ تصمیمی که بیش از هر زمان دیگری به احساس امنیت اقتصادی گره خورده است. زوجهای جوان امروز پیش از آنکه به تعداد فرزندان خود فکر کنند، با پرسشهای دیگری روبهرو هستند؛ آیا درآمدشان پاسخگوی هزینههای زندگی است؟ آیا میتوانند خانهای تهیه کنند؟ آیا شغلشان در چند سال آینده پابرجا خواهد ماند؟
پاسخ بسیاری از خانوادهها به این پرسشها، روشن نیست. همین نااطمینانی باعث شده است فرزندآوری، بهویژه تولد نخستین فرزند، بیش از گذشته به تعویق بیفتد.
از سوی دیگر، تغییر سبک زندگی نیز این روند را تشدید کرده است. افزایش سطح تحصیلات، شهرنشینی، اشتغال زنان، تغییر الگوهای مصرف و افزایش هزینههای تربیت کودک، تعریف خانواده را دگرگون کرده است. اگر روزگاری داشتن سه یا چهار فرزند امری عادی بود، امروز بسیاری از زوجها داشتن یک فرزند را نیز تصمیمی سنگین و پرهزینه میدانند.
اما پیامد این تغییر، تنها کوچکتر شدن خانوادهها نیست.
هر نوزادی که امروز متولد نمیشود، در حقیقت بخشی از نیروی کار، تولیدکننده، مالیاتدهنده و حامی اقتصادی سه دهه آینده کشور است. کاهش موالید یعنی کاهش جمعیت فعال، کاهش تعداد بیمهپردازان و افزایش نسبت سالمندان به جمعیت شاغل؛ معادلهای که دیر یا زود، نظام بازنشستگی و اقتصاد کشور را با چالش جدی روبهرو خواهد کرد.
در کنار این مسئله، پدیدهای آرام اما نگرانکننده نیز در حال شکلگیری است؛ افزایش سالمندان تنها.
در گذشته، خانوادههای پرجمعیت مسئولیت مراقبت از والدین سالمند را میان چند فرزند تقسیم میکردند. امروز اما بسیاری از خانوادهها تنها یک فرزند دارند و برخی نیز بدون فرزند زندگی میکنند. نتیجه چنین روندی، افزایش سالمندانی خواهد بود که در سالهای آینده از حمایت خانوادگی کمتری برخوردارند و ناگزیر به خدمات دولتی، مراکز نگهداری یا مراقبتهای حرفهای وابسته خواهند شد.
این موضوع، تنها یک دغدغه اجتماعی نیست؛ بلکه بار مالی سنگینی بر دوش نظام سلامت و رفاه کشور خواهد گذاشت. افزایش تقاضا برای خدمات درمانی، مراقبتهای طولانیمدت، پرستاری در منزل، مراکز نگهداری سالمندان و خدمات توانبخشی، تنها بخشی از هزینههایی است که کاهش موالید امروز، در آینده بر کشور تحمیل خواهد کرد.
بررسی تجربه کشورهایی مانند ژاپن، کرهجنوبی و ایتالیا نیز نشان میدهد که جبران کاهش باروری، پس از تثبیت آن، بسیار دشوار است. این کشورها سالهاست میلیاردها دلار صرف سیاستهای تشویقی کردهاند، اما هنوز موفق نشدهاند نرخ باروری را به سطح جانشینی برسانند. این تجربه یک پیام روشن دارد؛ بحران جمعیت زمانی حل میشود که ریشههای آن درمان شود، نه صرفاً نشانههایش.
در ایران نیز بخش قابل توجهی از سیاستهای جمعیتی بر ارائه تسهیلات مالی متمرکز بوده است؛ از وام ازدواج گرفته تا وام فرزندآوری. هرچند این حمایتها میتواند بخشی از هزینههای اولیه را کاهش دهد، اما تصمیم به فرزنددار شدن، بیش از آنکه به یک وام وابسته باشد، به احساس امنیت و امید نسبت به آینده بستگی دارد.
تا زمانی که زوجهای جوان نسبت به آینده شغلی، مسکن، درآمد و کیفیت زندگی خود اطمینان نداشته باشند، انتظار تغییر جدی در روند فرزندآوری چندان واقعبینانه نخواهد بود.
آمارهای جدید، بیش از آنکه از کاهش چند هزار تولد خبر دهند، از تغییر نگاه جامعه به آینده حکایت میکنند. کاهش همزمان تولد فرزند اول، دوم و سوم، هشداری است که نباید آن را صرفاً یک نوسان آماری تلقی کرد. این اعداد، روایتی از تغییر سبک زندگی، فشارهای اقتصادی و کاهش اطمینان به آینده هستند؛ واقعیتی که اگر امروز برای آن چارهای اندیشیده نشود، فردا دیگر تنها در گزارشهای جمعیتی دیده نخواهد شد، بلکه در کمبود نیروی کار، افزایش سالمندان، فشار بر نظام رفاهی و تغییر چهره جامعه ایران خود را نشان خواهد داد.
نویسنده: فتانه ترکیان
منبع خبر : کیوسک خبر
https://www.kioskekhabar.ir/?p=319393












