گروه : اخبار گوناگون
فتانه ترکیان
بارندگیهای امسال، برخلاف آنچه در نگاه نخست به نظر میرسد، هنوز نتوانسته نسخهای برای بحران گرد و غبار در ایران باشد. اگرچه آمارهای رسمی از بهبود نسبی بارشها نسبت به چند سال خشک گذشته حکایت دارد، اما واقعیت در تالابهای کشور چیز دیگری است؛ بسیاری از آنها همچنان حقابه کافی دریافت نکردهاند و بخشی از بسترشان در معرض خشک شدن قرار دارد. همین بسترهای خشک، با نخستین وزش باد، میتوانند به کانونهای جدید تولید گرد و غبار تبدیل شوند.
به گزارش کیوسک خبر، در سالهای اخیر، هر بار که آسمان تیره میشود و ریزگردها شهرها را در بر میگیرند، نگاهها به سمت کشورهای همسایه میرود؛ اما کارشناسان محیطزیست معتقدند بخشی از منشأ این گرد و غبار، در داخل مرزهای کشور شکل میگیرد. تالابهایی که زمانی سد طبیعی در برابر گرد و غبار بودند، امروز به دلیل کمبود آب، خود به یکی از منابع تولید ریزگرد تبدیل شدهاند.
گرچه سال آبی جاری نسبت به سالهای گذشته وضعیت مطلوبتری را تجربه کرده، اما این بهبود در همه استانها یکسان نبوده است. استانهایی مانند تهران، البرز، قزوین، مرکزی و فارس همچنان با کمبود بارش روبهرو هستند؛ کمبودی که به گفته مسئولان، اجازه نداده است حقابه زیستمحیطی بسیاری از تالابها تأمین شود. به همین دلیل، نگرانی درباره فعال شدن کانونهای گرد و غبار در این مناطق همچنان پابرجاست.
مسئله تنها به میزان بارندگی محدود نمیشود. حتی در مناطقی که بارش نسبتاً مناسب بوده، افزایش دمای هوا بخش قابل توجهی از آب را پیش از رسیدن به تالابها تبخیر کرده است. تغییر اقلیم، الگوی بارش و دما را به گونهای تغییر داده که دیگر نمیتوان صرفاً با استناد به افزایش بارندگی، از بهبود وضعیت منابع آبی سخن گفت. امروز آنچه اهمیت دارد، میزان آبی است که در نهایت به تالابها میرسد؛ نه فقط آنچه از آسمان فرود میآید.
این همان نقطهای است که بحران آب و بحران گرد و غبار به یکدیگر گره میخورند. هرچه ورودی آب به تالابها کمتر شود، سطح بیشتری از بستر آنها خشک میشود و ذرات ریز رسوبی که سالها زیر آب قرار داشتهاند، در معرض باد قرار میگیرند. در چنین شرایطی، یک باد نسبتاً شدید کافی است تا هزاران تن ذرات معلق وارد هوا شود و کیفیت هوا را در مناطق وسیعی تحت تأثیر قرار دهد.
تجربه سالهای گذشته نشان داده است که احیای تالابها تنها یک مطالبه محیطزیستی نیست، بلکه اقدامی برای حفاظت از سلامت عمومی نیز به شمار میرود. افزایش روزهای آلوده، رشد بیماریهای تنفسی، کاهش دید افقی، اختلال در حملونقل و خسارت به بخش کشاورزی، تنها بخشی از هزینههایی است که خشک شدن تالابها به کشور تحمیل میکند؛ هزینههایی که در بسیاری از موارد، بهمراتب بیشتر از اعتبار مورد نیاز برای پیشگیری از این بحران است.
با این حال، مهمترین مانع پیش روی برنامههای مقابله با گرد و غبار، کمبود منابع مالی است. تثبیت کانونهای بحرانی، احیای پوشش گیاهی، اجرای طرحهای آبخیزداری، مدیریت روانابها و تأمین حقابه زیستمحیطی، پروژههایی نیستند که با اعتبارات محدود و مقطعی به نتیجه برسند. بسیاری از این برنامهها یا به دلیل کمبود بودجه آغاز نمیشوند یا پس از مدتی نیمهتمام رها میشوند؛ موضوعی که در نهایت، هزینههای بیشتری را به کشور تحمیل خواهد کرد.
از سوی دیگر، مدیریت گرد و غبار تنها بر عهده سازمان حفاظت محیطزیست نیست. وزارت نیرو، وزارت جهاد کشاورزی، سازمان منابع طبیعی، سازمان برنامه و بودجه و مدیریت بحران، هر کدام بخشی از این پازل را در اختیار دارند. تا زمانی که میان این دستگاهها هماهنگی مؤثر برای حفظ حقابه تالابها و مدیریت منابع آب شکل نگیرد، نمیتوان انتظار داشت کانونهای گرد و غبار به شکل پایدار مهار شوند.
واقعیت این است که ایران امروز بیش از گذشته تحت تأثیر پیامدهای تغییر اقلیم قرار دارد. افزایش دما، کاهش منابع آب تجدیدپذیر، تبخیر بیشتر و وقوع دورههای خشکسالی، شرایطی را رقم زده که حتی سالهای نسبتاً پربارش نیز الزاماً به معنای پایان بحران نیست. بارندگی، تنها یکی از حلقههای زنجیره مدیریت آب است و اگر این آب به مقصد نهایی خود، یعنی تالابها و زیستبومهای طبیعی، نرسد، اثر آن در کاهش گرد و غبار چندان محسوس نخواهد بود.
شاید مهمترین پیام آمارهای امسال همین باشد؛ اینکه بحران گرد و غبار را نمیتوان تنها با چشم دوختن به آسمان مدیریت کرد. آینده این پدیده، بیش از آنکه به میزان بارش وابسته باشد، به نحوه مدیریت منابع آب، حفظ حقابه تالابها و سرمایهگذاری در احیای اکوسیستمهای طبیعی گره خورده است. در غیر این صورت، تالابهایی که روزگاری سپر دفاعی طبیعت در برابر گرد و غبار بودند، به تدریج به منشأ همان بحرانی تبدیل خواهند شد که امروز شهرها و روستاهای ایران را درگیر کرده است.
نویسنده: فتانه ترکیان
منبع خبر : کیوسک خبر
https://www.kioskekhabar.ir/?p=319390












