طاهره نطقی طاهری
اقدام واشنگتن در لغو موقت تحریمهای نفتی ایران، نه تنها گواه روشنی بر شکست محاسبات راهبردی کاخ سفید در مدیریت بحران انرژی است، بلکه نشان میدهد معادلات پیچیده بازار جهانی نفت، قدرت بازیگران واقعی را بر بلوف سیاسی تحمیل کرده است.
به گزارش کیوسک خبر، بازار جهانی نفت به عنوان قلب تپنده اقتصاد بینالملل، بار دیگر پیچیدگیهای مناسبات قدرت را به تصویر کشیده است. آنچه امروز در عرصه انرژی شاهد آن هستیم، ورق خوردن کامل محاسباتی است که تصور میشد با تکیه بر ابزارهای فشار قابل مدیریت باشد.
آغازگر این تحولات، محاسبه اشتباه در ماهیت تقابلهای اخیر بود. تصور دستیابی به پیروزی سریع و بدون هزینه در عرصه نظامی، با واقعیت همبستگی ملی و بازدارندگی همهجانبه مواجه شد. این شکاف میان تصور و واقعیت، چنان حفره عمیقی در استراتژی مداخلهجویانه ایجاد کرد که متعاقباً در عرصه اقتصادی نیز تکرار شد.
در نخستین واکنش به بحران ژئوپلیتیک ایجادشده، سیاستگذاران غربی تلاش کردند با اتخاذ رویکردی دوگانه و گاه متناقض، از تلاطم بیسابقه بازار انرژی بکاهند. وعدههای فوری برای بازگرداندن ثبات به آبراهههای حیاتی همچون تنگه هرمز، به دلیل عدم تطابق با واقعیتهای میدانی، نتوانست اعتماد فعالان بازار را جلب کند. قیمتها بلافاصله مسیر صعودی در پیش گرفتند و نشان دادند که وعدههای سیاسی بدون پشتوانه اجرایی، کارایی لازم را ندارند.
در گام بعدی، مقامات آمریکایی به سراغ اهرم تحریمها رفتند و با صدور مجوزهای موقت برای عرضه نفت روسیه، امیدوار بودند که کمبود عرضه را جبران کنند. با این حال، ساختار مستحکم همکاریهای بینالمللی و قراردادهای بلندمدتی که پیش از این بین تولیدکنندگان و مصرفکنندگان عمده منعقد شده بود، مانع از آن شد که این اقدام بتواند خلأ موجود در زنجیره تأمین را پر کند. بازار با بیاعتنایی از کنار این مصوبه عبور کرد و نشان داد که راهکارهای مقطعی نمیتواند جایگزین ثبات پایدار باشد.
با ناامیدی از این مسیر، واشنگتن ناگزیر به سمت آخرین برگه باقیمانده یعنی تعدیل محدودیتهای اعمالشده علیه صنعت نفت ایران حرکت کرد. اعلام مجوز موقت برای فروش محمولههای خاص، تلاشی آشکار برای التیام التهابی بود که خود در ایجاد آن نقش داشت. با این حال، این اقدام نیز با واقعیت جدیدی در سوی مقابل مواجه شد.
موضعگیری شفاف و مبتنی بر واقعیت از سوی متولیان صنعت نفت ایران، مبنی بر عدم وجود مازاد عرضه برای تأثیرگذاری فوری بر بازار، بار دیگر نشان داد که زمان ابزارهای یکطرفه و دستوری به پایان رسیده است. ادعاهای پیشین درباره حجم بالای ذخایر شناور، در عمل با اصول مدیریت حرفهای عرضه و تقاضا در صنعت نفت ایران منطبق نبود. این پاسخ شفاف، سردرگمی در صفوف تصمیمگیران غربی را دوچندان کرد و موج جدیدی از افزایش قیمت را در پی داشت؛ افزایشی که نوسانات ناشی از اعلام مجوزهای پیشین را به کلی خنثی کرد.
این وضعیت نشاندهنده تغییر بنیادین در ساختار قدرت در بازار انرژی است. اذعان مقامات ارشد انرژی آمریکا به از بین رفتن توازن میان عرضه و تقاضا، فراتر از یک اظهارنظر فنی، حکایت از فروپاشی یک پارادایم دارد. گزارشهای بینالمللی نیز حاکی از آن است که حجم عرضه خارجشده از چرخه در شرایط کنونی، از مقیاس بحرانهای بزرگ تاریخی نظیر شوک نفتی دهه هفتاد یا بحران گازی سال ۲۰۲۲ نیز فراتر رفته است.
پیامدهای این تحولات اکنون در زندگی روزمره شهروندان در سراسر جهان، از اروپا تا آمریکا و کشورهای آسیایی، به وضوح قابل لمس است. افزایش بیسابقه قیمت حاملهای انرژی و پیشبینی تحلیلگران از سناریوهای قیمتی بیسابقه، نشان میدهد که جهان وارد فاز جدیدی از پیچیدگیهای اقتصادی شده است.
در این میان، آنچه بیش از همه برجسته مینماید، نمایشی از کارآمدی اراده ملی و توانمندیهای بومی در عبور از فشارهای حداکثری است. تجربه سالهای تحریم نشان داد که صنعت نفت ایران نه تنها توقفناپذیر است، بلکه با اتکا به دانش فنی و ابتکار عمل، توانسته خود را به عنوان بازیگری غیرقابل حذف در معادلات جهانی تثبیت کند.
بنابراین، آنچه امروز به عنوان عقبنشینی در سیاستهای اعلامی مشاهده میشود، نه یک تاکتیک گذرا، که پژواک شکست یک استراتژی کلان است. تناقض آشکار میان فشار حداکثری دیروز و درخواست برای مساعدت امروز، چنان پدیده شگفتآوری در محافل تحلیلی جهان ایجاد کرده که از آن به عنوان نقطه عطفی در مناسبات اقتصادی بینالملل یاد میشود. آینده بازار انرژی بیتردید با احترام به واقعیتهای ژئوپلیتیک و جایگاه واقعی بازیگران اصلی آن رقم خواهد خورد، نه با بلوفهای سیاسی که دیگر کارایی خود را از دست دادهاند.
منبع خبر : کیوسک خبر
https://www.kioskekhabar.ir/?p=306263












