فاطمه رحیمزاده
بررسیهای جمعیتی نشان میدهد در صورت تداوم روند نزولی نرخ باروری، ایران تا پایان قرن حاضر با کاهش شدید جمعیت و پیامدهای ژئوپلیتیک ناشی از آن روبهرو خواهد شد. کارشناسان این پدیده را حاصل تقاطع فشارهای اقتصادی و تغییرات عمیق هنجاری در جامعه ارزیابی میکنند.
به گزارش کیوسک خبر، دههها پس از تجربه رشد سریع جمعیت در دهههای شصت و هفتاد خورشیدی، اکنون شاخصهای جمعیتی ایران مسیری کاملاً متضاد را طی میکنند. نرخ باروری به پایینترین سطح در تاریخ معاصر رسیده و عبور از «پنجره جمعیتی» به سمت «زمستان جمعیتی» دیگر یک سناریوی تئوریک نیست، بلکه واقعیتی آماری است که در آمارهای رسمی ثبت احوال و کاهش چشمگیر ازدواج هویدا شده است.
بر اساس آخرین برآوردهای جمعیتی، اگر روند کنونی نزولی نرخ باروری بدون تغییر ادامه یابد، جمعیت ایران تا سال ۲۱۰۰ میلادی میتواند به حدود ۳۱ میلیون نفر کاهش یابد. این پیشبینی فراتر از یک محاسبه دموگرافیک، زنگ خطری برای امنیت ملی و بقای تمدنی کشور به شمار میرود؛ زیرا جمعیت در دنیای امروز یکی از مؤلفههای کلیدی قدرت در معادلات ژئوپلیتیک محسوب میشود. در چنین شرایطی، نه یک تهدید خارجی، بلکه فرسایش درونی میتواند جایگاه یک کشور را از نقشه سیاسی جهان کمرنگ کند.
آنچه نرخ باروری را با وجود هشدارهای مکرر همچنان نزولی نگه داشته، صرفاً یک عامل نیست، بلکه ترکیبی از ناامیدی اقتصادی و تغییر هنجارهای اجتماعی است. تورم مزمن، بیثباتی مسکن و هزینههای فزاینده معیشت، تصویر آینده را برای زوجهای جوان تیره ساخته است. در چنین فضایی، فرزندآوری نه به مثابه یک ارزش، بلکه به عنوان مانعی برای پیشرفت شغلی و بار مالی سنگین تعریف میشود.
از سوی دیگر، تغییرات فرهنگی مانند افزایش سن ازدواج، تمایل به تکفرزندی یا سبک زندگی بدون فرزند، ریشه در بازتعریف نقش خانواده در جامعه مدرن ایران دارد. تجربه کشورهای توسعهیافته نشان داده که صرف مشوقهای نقدی، بدون بهبود چشمانداز رفاهی و کاهش ریسکهای اقتصادی، نمیتواند روند کاهش فرزندآوری را معکوس کند. آنچه ضرورت دارد، بازطراحی «قرارداد اجتماعی» حول محور خانواده است؛ قراردادی که در آن فرزندآوری نه یک هزینه، بلکه یک سرمایهگذاری ملی تلقی شود.
تحلیلهای جمعیتی سه مسیر محتمل را پیش روی ایران ترسیم میکنند: سناریوی اول، تداوم وضع موجود است که به کاهش جمعیت به ۳۱ میلیون نفر و پیری شتابان جامعه میانجامد. سناریوی دوم، افزایش نرخ باروری به ۱.۹ (هرچند همچنان کمتر از سطح جانشینی ۲.۱) است که جمعیت را در افق ۲۱۰۰ به حدود ۶۲ میلیون نفر محدود میکند. سناریوی سوم، خوشبینانهترین حالت، عبور از سطح جانشینی و رسیدن به جمعیتی بالای ۱۰۰ میلیون نفر است؛ اما این امر مستلزم تحولات بنیادین در حمایتهای دولتی، بازطراحی زیرساختهای شهری، ایجاد مهدکودکهای باکیفیت، امنیت شغلی مادران، کاهش هزینههای درمان ناباروری و مهمتر از همه، تزریق امید و ثبات اقتصادی به زندگی نسل جوان است.
تفاوت میان این سناریوها، تفاوت میان ایرانِ پویا و جوان با ایرانِ فرسوده و پیر در قرن آینده است.
سیاستگذاران جمعیتی در ایران به خوبی آگاهند که راهکارهای فعلی با تکیه صرف بر وام و تسهیلات، کارایی محدودی دارد. تجربه جهانی نشان میدهد غلبه بر بحرانهای مشابه، نیازمند همافزایی قوای سهگانه برای کنترل تورم، افزایش قدرت خرید، کاهش بیثباتیهای اقتصادی و بازآفرینی اعتماد اجتماعی است.
خبر امیدوارکننده این که هنوز فرصت طلایی برای تغییر مسیر وجود دارد. نسل جوان ایران با وجود تمام دشواریها، همچنان سرمایه اصلی این سرزمین است. ایجاد بستری که در آن فرزندآوری، انتخابی آگاهانه و همراه با امید به آینده باشد، دور از دسترس نیست. مسیر پیشرو دشوار اما شدنی است؛ به شرط آن که امروز، نه فردا، تصمیمهای ساختاری و هوشمندانهای برای نجات فردای جمعیتی ایران اتخاذ شود. ایران در سال ۲۱۰۰ نه یک کشور کمجمعیت و فرسوده، بلکه میتواند سرزمینی سرزنده و پویا باقی بماند.
لینک اینستاگرام:
https://www.instagram.com/p/DYp4KiWEby9/?utm_source=ig_web_copy_link&igsh=MzRlODBiNWFlZA==
منبع خبر : کیوسک خبر
https://www.kioskekhabar.ir/?p=311647












