تقابل ششماهه و فرسایشی آمریکا با ایران، نه تنها به بازدارندگی واشنگتن در خلیج فارس نیفزوده، بلکه پرده از واقعیتی تلخ برداشته است: ماشین جنگی ایالات متحده در آستانه فروپاشی راهبردی قرار دارد. افشای هشدارهای محرمانه فرماندهان ستاد مشترک به وزیر دفاع، نشان میدهد که اصرار کاخ سفید بر مهار تهران، عملاً دکترین «جنگ همزمان در دو جبهه» را به بنبست کشانده و تسلط امنیتی آمریکا در شرق آسیا و اروپا را با تهدیدی بیسابقه مواجه ساخته است. در این گزارش، ابعاد پنهان این بحران لجستیکی، اقتصادی و نظامی را واکاوی میکنیم.
فرسایش دکترین دو جبههای؛ زنگ خطر برای هژمونی آمریکا
به گزارش کیوسک خبر، آمریکا که همواره خود را قادر به مدیریت همزمان چندین بحران نظامی در نقاط مختلف جهان میدانست، اینک در باتلاق تقابل با ایران گرفتار شده است. اسناد فاششده از نشستهای محرمانه پنتاگون حاکی از آن است که تمرکز بیشازحد توان رزمی، تجسسی و پدافندی در حوزه استحفاظی سنتکام (خاورمیانه)، به قیمت تضعیف شدید حضور آمریکا در اقیانوس آرام و اروپای شرقی تمام شده است.
فرماندهان ارشد نظامی به صراحت به پیت هگست، وزیر دفاع، هشدار دادهاند که گسیل ناوگانهای دریایی، اسکادرانهای هوایی و سامانههای پیشرفته راداری به منطقه، نه تنها زنجیره تأمین و آمادگی عملیاتی پایگاههای داخلی را مختل کرده، بلکه نرخ استهلاک تجهیزات حساس را تا ۴۰ درصد افزایش داده و چرخه تعمیرات ناوگان را با تأخیرهای چندساله روبهرو ساخته است.
۵۰ هزار نیرو در آستانه فرسودگی؛ استقرار تا ۲۰۲۷
حضور مستمر بیش از ۵۰ هزار نیروی نظامی در پایگاههای قطر، بحرین، کویت و اردن، هزینهای ماهیانه معادل ۲.۸ میلیارد دلار بر دوش بودجه پنتاگون گذاشته است. پیشبینی تداوم این وضعیت تا سال ۱۴۰۶ خورشیدی، فرماندهان را نگران فرسودگی ساختاری و کاهش شدید روحیه پرسنل کرده است. طولانیترین مأموریتهای دریایی از زمان جنگ جهانی دوم (بیش از ۹ ماه در دریا) و لغو رزمایشهای کلیدی مانند «پاسیفیک ریف» و تمرینات ناتو، زنگ خطری برای آمادگی رزمی ارتش آمریکا به شمار میرود.
معادله هزینه-فایده؛ تله گرانقیمت پدافند موشکی
شاید ملموسترین چالش، بحران زرادخانههای پدافندی باشد. استفاده از موشکهای رهگیر گرانقیمت (SM-3، SM-6، پاتریوت و تاد) برای مقابله با پهپادها و موشکهای ارزانقیمت ایران، معادله اقتصادی نظامی را به نفع تهران برهم زده است. بهطوری که نرخ مصرف موشکهای پاتریوت در شش ماه درگیری اخیر، فراتر از توان تولید دوساله کارخانههای لاکهید مارتین بوده و بازسازی این زرادخانهها دستکم سه سال زمان نیاز دارد. این تله فرسایشی، پایگاههای آمریکا در گوام و ژاپن را در برابر تهدیدات چین، آسیبپذیرتر ساخته است.
آسیبپذیری در ایندوپاسیفیک و اروپا؛ هزینه انتقال تجهیزات
انتقال رادارهای هشدار زودهنگام، ماهوارههای جاسوسی و پهپادهای راهبردی به خاورمیانه، خلأ اطلاعاتی و رزمی جدی در غرب اقیانوس آرام ایجاد کرده است. شبیهسازیهای ناتو نشان میدهد که آمریکا اکنون توان پاسخدهی کافی به بحران همزمان در تنگه تایوان را ندارد. در شرق اروپا نیز کاهش سامانههای پدافندی و کمبود سوخترسانهای هوایی، شکاف آشکاری در دفاع از متحدان ایجاد کرده و حتی پدافند هوایی خود آمریکا (نوراد) به پایینترین سطح آمادگی در دو دهه اخیر سقوط کرده است.
بازی با آتش در تنگه هرمز؛ تهدید اقتصاد جهانی
در سطح سیاسی، اصرار دونالد ترامپ بر بازگشایی کامل تنگه هرمز، با واقعیتهای ژئوپلیتیک در تضاد است. ایران با بهرهگیری از موقعیت برتر جغرافیایی، مینریزی هوشمند و شناورهای تندرو، توانایی مختلسازی پایدار آبراه را دارد که هیچ آرایش متعارفی نمیتواند آن را خنثی کند. کارشناسان هشدار میدهند که هر اختلالی در تردد نفتکشها، قیمت نفت برنت را به بالای ۱۲۰ دلار خواهد رساند و تورمی مهارناپذیر در جهان به راه میاندازد که اقتصاد آمریکا را نیز در رکود عمیق فرو خواهد برد.
شکاف راهبردی میان کاخ سفید و پنتاگون
به گزارش کیوسک خبر، اکنون، فاصله آشکاری میان خواستهای سیاسی کاخ سفید و ارزیابیهای میدانی ژنرالها وجود دارد. نظامیان ارشد، جنگ با ایران را نه یک عملیات محدود، که «گردابی پایانناپذیر» میدانند که هیچ دکترین خروجی برای آن تعریف نشده است. تجربه شش ماه اخیر به پنتاگون اثبات کرده که سیاست مهار تهران، نه به اعتبار واشنگتن میافزاید، بلکه روند افول هژمونی آمریکا را شتاب میبخشد و به تثبیت نظم چندقطبی در جهان دامن میزند.
برای مطالعه جدیدترین تحلیلها و رویدادهای اقتصادی، به سایت کیوسک خبر مراجعه کنید.
https://www.kioskekhabar.ir/?p=322796













