بهنام زارع
بحرین، جزیرهای کوچک در دل خلیج فارس، قرنها تحت حاکمیت ایران بود؛ تا این که در دوره پهلوی، این استان چهاردهم ایران، مانند دشت ناامید، کوههای آرارات و… از خاک ایران جدا شد؛ حالا آل خلیفه که با حمایت انگلیس حاکمیت خود را بر بحرین تثبیت کرده، قلاده پاره کرده و از همدستی با دشمن آمریکایی-صهیونی در جنگ ایران تا بازداشت علمای شیعه و صدور احکام بیرحمانه علیه حامیان ایران، از هیچ خصومتی دریغ نمیکند. رژیمی که با ساکن کردن اتباع غیر شیعه، سعی در ازبین بردن اکثریت مطلق شیعه در این جزیره را داشته تا خطر احتمالی تغییر حکومت به نفع ایران و اهالی واقعی بحرین دور شود.
سه هفته پیش، حاکم این جزیره دستور به سلبتابعیت بحرینیهای حامی ایران را داد؛ همچنین تهدید کرد نمایندگان مخالف در صورت عدم عذرخواهی برکنار خواهند شد؛ درهمین راستا، سه عضو پارلمان بحرین لغو عضویت شدند. سلبتابعیت اما شاید کمترین مجازات طرفداران ایران بوده؛ بیش از ۴۴ روحانی شیعه دستگیر شدهاند که وضعیت و محل نگهداری آنها مخفی نگه داشته شده؛ یک زن بحرینی نیز که در شبکههای اجتماعی اقدام به حمایت از ایران کرده بود، با پروندهسازی به حبس ابد محکوم شد.
دستگیریهای بیمورد و صدور احکام زندان دهها ساله در کنار جریمههای مالی سنگین و توقیف اموال نیز این روزها در بحرین علیه طرفداران ایران البته رایج است. در حین جنگ نیز تصاویری شوکهکننده از پیکر زخمی و کبود سیدمحمد موسوی، شهروند بحرینی حامی ایران منتشر شد که زیر فشار شکنجه به شهادت رسید.
بحرین در جنگ رمضان نیز علنا در صف دشمنان ایران نقشآفرینی کرد؛ درکنار میزبانی از پایگاه ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا، حتی تصاویری از شلیک موشکهای زمین به زمین هیمارس آمریکایی از خاک این کشور، منتشر شد. همچنین به جای محکومیت تجاوز آمریکایی-صهیونی، در کنار سایر اعراب شریک دشمن، بیانیهای علیه ایران صادر کرد که خود نشانهای آشکار از همراستایی با سیاستهای جبهه آمریکایی-صهیونی است.
البته این خصومتهای رژیم بحرین محدود به جنگ اخیر نبوده و سیاستهای کلان آن در دهههای اخیر نیز مشهود است؛ از جمله دستکاری عمدی در ترکیب جمعیتی از ترس حرکت مردمی و تغییر حکومت به نفع ایران؛ جزیرهای که در گذشته اکثریت مطلق آن را شیعیان تشکیل میدادند، حالا با پذیرش صدها هزار تبعه غیرشیعه و حتی غیرمسلمان، اکثریت را به نفع غیرشیعیان تغییر داده است.
ادامه این روند، دیگر صرفاً یک مسئله داخلی در بحرین نیست؛ این یک پروژه امنیتی-سیاسی علیه ایران و هویت شیعی در منطقه است که نمیتوان با بیانیه یا سکوت از کنار آن عبور کرد. تجربه سالهای اخیر نشان داده هرجا ایران در برابر تهدیدات مستقیم، قاطع و بازدارنده عمل کرده (چه در برابر تحرکات اقلیم کردستان عراق و چه در مواجهه با برخی اقدامات امارات متحده عربی) طرح دشمن در نطفه خفه شده و او را مجبور به عقبنشینی کردهایم؛ اما در قبال بحرین، این بازدارندگی عملاً به حداقل رسیده و همین خلأ، رژیم آلخلیفه را گستاختر کرده است.
مشخصا با ادامه این وضعیت، پیام خطرناکی به دیگر بازیگران منطقهای مخابره میشود که میتوان علیه ایران و حامیانش اقدام کرد، بدون آنکه هزینهای جدی پرداخت. این معادله باید تغییر کند. ایران ناگزیر است در دکترین خود نسبت به بحرین، از یک رویکرد منفعل و صرفاً دیپلماتیک، به یک رویکرد فعال و بازدارنده عبور کند؛ رویکردی که در آن، هر اقدام ضدایرانی با پاسخی متناسب و ملموس مواجه شود.
همچنین در هرگونه مذاکره، نمیتوان مسئله شیعیان بحرین را نادیده گرفت. سرنوشت علمای شیعه، زندانیان سیاسی و حامیان ایران، باید بهعنوان یک شرط صریح و غیرقابل چشمپوشی در دستور کار قرار گیرد. همانطور که طرف مقابل مسائل امنیتی خود را خط قرمز میداند، ایران نیز باید امنیت و کرامت جریانهای همسو با خود را خط قرمز بداند.
در نهایت، اگر این روند خصمانه ادامه پیدا کند، باید سناریوهای بلندمدت نیز از هماکنون روی میز قرار گیرد. بحرین صرفاً یک جزیره کوچک نیست؛ بخشی از تاریخ، هویت و عمق راهبردی ایران در خلیج فارس است. هرگونه تداوم دشمنی سازمانیافته، میتواند این بحث را بهصورت جدی مطرح کند که بازگشت این جزیره به مام میهن، دیگر نه یک روایت تاریخی، بلکه یک گزینه راهبردی در آینده باشد.
منبع خبر : کیوسک خبر
https://www.kioskekhabar.ir/?p=311686












