طاهره نطقی طاهری
مسیر تورم از انرژی به سفره آمریکاییها کوتاهتر از آن بود که بسیاری پیشبینی میکردند؛ اختلال در تأمین سوخت خاورمیانه اکنون زنجیره تولید و توزیع مواد غذایی در ایالات متحده را نیز تحت الشعاع قرار داده و موج دوم افزایش قیمتها را به فروشگاههای زنجیرهای کشانده است.
به گزارش کیوسک خبر، پایان یک درگیری نظامی هرگز به معنای پایان اثرات اقتصادی آن نبوده است. این قاعده کهنه اقتصاد بینالملل، این بار در مورد اختلالات اخیر کمربند انرژی خلیج فارس با فوریتی بیسابقه خود را نشان میدهد. برخلاف تصور رایج که آتشبسهای احتمالی را نقطه پایان بحران معیشتی میداند، دادههای میدانی از شکلگیری پدیدهای عمیقتر حکایت دارد: تغییر مسیر دائمی تورم از حاملهای انرژی به زنجیره تأمین غذا.
تحلیل ساختارهای مالی جهانی نشان میدهد که موج اول تورم، عمدتاً در پمپبنزینها احساس شد. اما آنچه اقتصاد آمریکا را با چالشی ریشهای مواجه کرده، موج دوم است. افزایش هزینههای حملونقل دریایی و زمینی، جهش قیمت سوخت مورد نیاز کارخانههای فرآوری مواد غذایی، و گرانی بیسابقه انرژی برای تولید کودهای شیمیایی، همگی دست به دست هم دادهاند تا «شوک نفتی» به «شوک سفره غذا» تبدیل شود.
نکته قابل تأمل اینجاست که این مسیر، برخلاف تصور، نه یک زنجیره طولانی و زمانبر، بلکه یک ابربزرگراه سریعالعبور است. هرگونه اختلال در تنگه هرمز، طی کمتر از چند هفته خود را در قیمت نان، لبنیات و گوشت در فروشگاههای شیکاگو و نیویورک نشان میدهد. وابستگی متقابل اقتصاد جهانی به گونهای طراحی شده که هیچ کشوری، حتی قدرتمندترین آنها، نمیتواند خود را از این پیوستگی جدا کند.
ارقام و شاخصهای موجود گویای عمق تحول است. ذخایر تجاری راهبردی نفت در غرب به پایینترین سطح در یک دهه اخیر سقوط کرده است. فرآیند بازسازی و ذخیرهسازی مجدد این منابع، مطابق برآوردهای موسسات مالی بینالمللی، یک بازه زمانی چندساله را به خود اختصاص خواهد داد. این بدان معناست که حتی در خوشبینانهترین سناریو، فشار صعودی بر شاخص قیمتها در میانمدت نه تنها کاهش نمییابد، بلکه ساختاری پایدار مییابد.
آمریکا به عنوان بزرگترین اقتصاد جهان، در موقعیتی متناقض قرار گرفته است. سیاستهای تشدید تنش در خاورمیانه که با هدف تامین امنیت طراحی شده بود، اکنون به آشکارترین تهدید برای سفره معیشتی شهروندان آمریکایی تبدیل شده است. تحلیلگران مستقل بر این باورند که اگر به جای رویکرد نظامی، مسیر دیپلماسی در پیش گرفته میشد، نه تنها از وقوع بحران جلوگیری به عمل میآمد، بلکه تورم کنونی و رکود قریبالوقوع نیز هرگز شکل نمیگرفت.
اما نکته امیدوارکننده در این میان، آگاهی فزاینده از این واقعیت است. شواهد نشان میدهد محافل اقتصادی و حتی رسانههای جریان اصلی آمریکا به این خودآگاهی رسیدهاند که «آمریکا نمیتواند با تحریم دیگران، اقتصاد خود را گرم نگه دارد.» این بازاندیشی، نقطه آغازی برای تغییر رویکرد از تقابل به همکاری است.
به گزارش کیوسک خبر، تجربه ماههای اخیر یک حقیقت ساده را بازتعریف کرده است: در دنیای به هم پیوسته امروز، زنجیره تورم از انرژی تا سفره غذا، خطی مستقیم و کوتاه است. آینده اقتصاد جهانی نه در میدانهای رقابت نظامی، بلکه در کارگاههای بازسازی اعتماد و طراحی زنجیرههای تامین تابآور رقم خواهد خورد. مسیر تورم شاید امروز از خلیج فارس به آمریکا رسیده باشد، اما مسیر بهبود اقتصادی نیز از همین جاده خواهد گذشت؛ جادهای که عبور از آن جز با همکاری جمعی ممکن نیست.
لینک اینستاگرام: https://www.instagram.com/p/DXUgNVKDVf3/?utm_source=ig_web_copy_link&igsh=MzRlODBiNWFlZA==
منبع خبر : کیوسک خبر
https://www.kioskekhabar.ir/?p=308112












