مهدی صالحی طاهری
تقارن ریسکهای سیاسی و نظامی، اقتصاد ایران را به کانونی پرتلاطم برای داراییها تبدیل کرده است؛ در این فضا، تحلیلگران با اتکا به مفهوم «اکسپوژر» و تجربیات ادوار گذشته، سبدی تدافعی شامل ۴۰ درصد طلا، ۴۰ درصد سهام صنایع پایه و صندوقهای انرژی و ۲۰ درصد داراییهای با درآمد ثابت را بهعنوان مقاومترین ترکیب ممکن برای حفظ ارزش سرمایه پیشنهاد میدهند.
به گزارش کیوسک خبر، در شرایط کنونی که اقتصاد ایران با تقارن بیسابقهای از ریسکهای ژئوپلیتیک و نظامی روبهروست، پیشبینی مسیر بازارهای دارایی از هر زمان دیگری دشوارتر شده است. در چنین فضایی، سرمایهگذاران به جای جستجوی سودهای حداکثری، به دنگیرنده پناهگاههایی امن برای سرمایههای خود هستند.
بررسیهای میدانی حکایت از آن دارد که متغیر «جنگ» به دلیل ماهیت وابسته به اراده طرف مقابل، خارج از چارچوب مدلهای متعارف تحلیلگری قرار میگیرد. وقتی سخن از درگیری نظامی در میان است، تحلیلپذیری بازارها به دلیل عدم امکان سنجش دقیق «اراده دشمن» به شدت کاهش مییابد. با این وجود، فعالان بازار به طور طبیعی تلاش میکنند داراییهای خود را به سمت صنایعی هدایت کنند که کمترین میزان آسیبپذیری را در برابر تکانههای نظامی دارند.
در این میان، صنایعی که در زنجیره مصرفی پایینتری قرار دارند – یعنی تولیدکنندگان کالاهای ضروری و پایهای – گزینههای نخست برای حفظ ارزش سرمایه محسوب میشوند. بخش غذایی، بانکی، دارویی و تا حدودی معدنی، از جمله این موارد هستند. در مقابل، تجربیات درگیریهای پیشین نشان داده است شرکتهایی که وابستگی شدیدی به بستر اینترنت داشتند، افت شدید درآمدی را تجربه کردند. همچنین صنایعی که «اکسپوژر» (در معرض ریسک) بالایی با محصولات پایه نظیر فولاد یا پتروشیمی دارند، مانند تولیدکنندگان ورقهای فولادی یا واحدهای متکی به مواد اولیه پتروشیمی، با اختلالات جدی در تولید و زنجیره عرضه مواجه شدهاند.
به عبارت دقیقتر، اگر کارخانهای مواد اولیه اصلی خود را از یک واحد پتروشیمی تهیه کند و آن واحد در جریان جنگ هدف حمله قرار گیرد، تولید کارخانه مذکور به دلیل قطع زنجیره تأمین متوقف خواهد شد. بنابراین با حذف صنایع آسیبپذیر، دایره گزینههای سرمایهگذاری به طور محسوسی محدود میشود؛ در چنین شرایطی، بانکها، صنایع غذایی، گروه پخش و دارو از معدود بخشهایی هستند که پتانسیل رشد و تابآوری دارند.
با این حال، تحلیلگران نسبت به خوشبینیهای افراطی هشدار میدهند و تأکید میکنند تمامی توصیههای فعلی با یک فرض کلیدی همراه است: توانایی درک قصد طرف مقابل در موج بعدی احتمالی درگیری. در جنگ ۴۰ روزه گذشته مشاهده شد که برخی مؤسسات و شرکتهای دارویی هدف قرار گرفتند. در صورت ازسرگیری درگیریها، این احتمال وجود دارد که دامنه حملات گسترش یافته و حتی صنایع غذایی نیز هدف قرار گیرند؛ لذا سرمایهگذاری در شرایط بسیار پیچیده و پویایی جریان دارد.
در چنین فضایی و با فرض ثبات نسبی تا پایان سال، یک سبد دارایی تدافعی شامل ۴۰ درصد طلا به عنوان پناهگاه سنتی در برابر ریسکهای ژئوپلیتیک و نوسانات ارزی، ۲۰ درصد داراییهای با درآمد ثابت (صندوقهای درآمد ثابت یا اوراق مشارکت) برای حفظ نقدشوندگی، و ۴۰ درصد سهام و صندوقهای سهامی پیشنهاد میشود. از سهم ۴۰ درصدی سهام، نیمی به صندوقهای انرژی اختصاص مییابد تا از نوسانات بهای جهانی نفت و حاملهای انرژی بهرهمند شود و نیمی دیگر به سهام صنایع زنجیره مصرفی پایه مانند غذایی، بانکی و مخابراتی تخصیص پیدا میکند.
صندوقهای انرژی در این ترکیب، ابزاری برای پوشش ریسک محسوب میشوند که از نوسانات قیمت نفت سود میبرند، در حالی که صنایع غذایی و بانکی به عنوان پناهگاههای سنتی سرمایهگذاران در مواجهه با اقدامات نظامی عمل میکنند. این الگو اگرچه تضمینکننده سودهای کلان نیست، اما بر اساس تجربیات بحرانهای پیشین، منطقیترین مسیر برای حفظ ارزش سرمایه در شرایط جنگی و پساجنگی به شمار میرود.
منبع خبر : کیوسک خبر
https://www.kioskekhabar.ir/?p=312381












