فتانه ترکیان
کیوسک خبر – فتانه ترکیان: ناترازی گاز در ایران سالهاست از یک مسأله مقطعی عبور کرده و به یک چالش ساختاری تبدیل شده است؛ چالشی که هر زمستان، خود را در قالب قطعی گاز صنایع، افت تولید، افزایش مصرف سوخت مایع و تشدید آلودگی هوا نشان میدهد. در چنین شرایطی، تمرکز سیاستگذار عمدتاً بر مدیریت مصرف یا توسعه میادین جدید بوده، در حالی که یکی از در دسترسترین ظرفیتهای افزایش عرضه، همچنان در حال سوختن است: گازهای همراه نفت.
فلرینگ در ایران نه حاصل کمبود منابع، بلکه نتیجه ضعف زیرساخت و اولویتگذاری نادرست در زنجیره انرژی است. برآوردها نشان میدهد سالانه بین ۱۰ تا ۱۵ میلیارد مترمکعب گاز همراه نفت در کشور سوزانده میشود؛ رقمی که اگر به چرخه مصرف بازگردد، میتواند بخش قابلتوجهی از نیاز صنایع یا نیروگاهها را پوشش دهد. این واقعیت، پارادوکس انرژی ایران را عیان میکند: کمبود گاز در زمستان، در کنار اتلاف گسترده گاز در سایر فصول.
اهمیت این موضوع زمانی پررنگتر میشود که محدودیتهای افزایش تولید گاز در نظر گرفته شود. افت فشار مخازن، هزینههای بالای توسعه میادین جدید و رشد فزاینده مصرف داخلی، امکان افزایش سریع عرضه را با تردید مواجه کرده است. در این چارچوب، جمعآوری گازهای همراه نفت عملاً سادهترین و کمهزینهترین مسیر افزایش عرضه به شمار میرود؛ مسیری که نیازمند حفاری جدید نیست و در بازه زمانی کوتاهتری به نتیجه میرسد.
با این حال، نگاه به فلرینگ در سالهای گذشته عمدتاً زیستمحیطی بوده است؛ نگاهی که اگرچه درست، اما ناکافی است. آنچه امروز فلرها را به یک موضوع راهبردی تبدیل میکند، پیوند مستقیم آنها با امنیت انرژی و پایداری تولید صنعتی است. هر میزان گاز همراه که جمعآوری شود، یا مستقیماً وارد شبکه مصرف میشود یا بهصورت غیرمستقیم فشار را از شبکه گاز برمیدارد؛ چه از طریق تولید برق، چه تأمین خوراک پتروشیمی و چه مصرف محلی در مناطق نفتخیز.
در واقع، گازهای همراه نفت میتوانند نقش «سوپاپ اطمینان» را در دورههای اوج مصرف ایفا کنند. حتی تزریق بخشی از این گازها به چرخه مصرف، میتواند از تعطیلی صنایع بزرگ در زمستان جلوگیری کند؛ تعطیلیهایی که هزینه اقتصادی آنها بهمراتب بیشتر از سرمایهگذاری موردنیاز برای جمعآوری فلرهاست.
تحول رویکرد شرکت ملی نفت در این زمینه، نشانهای از درک همین واقعیت است. حرکت از پروژههای پراکنده و کماثر به سمت بستههای سرمایهگذاری، استفاده از قراردادهای منعطف و مشارکت بخش خصوصی، بیانگر آن است که فلرها دیگر بهعنوان «هزینه اجتنابناپذیر» دیده نمیشوند، بلکه بهمثابه دارایی پنهان در زنجیره انرژی مورد توجه قرار گرفتهاند. اقتصادیسازی پروژههای فلر، کلید اصلی این تغییر مسیر بوده است.
با این حال، موفقیت این راهبرد به یک شرط اساسی وابسته است: ثبات در سیاستگذاری. پروژههای جمعآوری گازهای همراه، اگرچه نسبت به توسعه میادین سریعترند، اما همچنان نیازمند اطمینان سرمایهگذار، تضمین خرید، و اتصال پایدار به زنجیره مصرف هستند. بدون این مؤلفهها، خطر بازگشت پروژهها به وضعیت نیمهتمام یا کماثر وجود دارد.
در جمعبندی میتوان گفت خاموشی فلرها نه یک اقدام تزئینی زیستمحیطی، بلکه یک انتخاب عقلانی در مدیریت ناترازی گاز است. انتخابی که بهجای فشار بر مصرفکننده یا تحمیل هزینههای سنگین توسعهای، بر استفاده هوشمندانه از منابع موجود تکیه دارد. اگر این مسیر بهدرستی ادامه یابد، گازهای همراه نفت میتوانند از نماد اتلاف، به یکی از پایههای پایداری انرژی و تولید صنعتی کشور تبدیل شوند.
منبع خبر : کیوسک خبر
https://www.kioskekhabar.ir/?p=302077












