مهدی صالحی طاهری ـ خبرنگار
همزمان با تداوم تنشهای نظامی در غرب آسیا و در شرایطی که درگیری مستقیم میان محور مقاومت با رژیم صهیونیستی و ایالات متحده وارد هفته چهارم خود شده است، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، با انتشار پیامی افق تازهای از تهدیدات علیه زیرساختهای حیاتی ایران را ترسیم کرده است.
ترامپ در این پیام که لحنی اولتیماتومی دارد، مدعی شده که اگر جمهوری اسلامی ایران ظرف ۴۸ ساعت آینده عبور کشتیها از تنگه هرمز را «بهطور کامل و بدون تهدید» فراهم نکند، نیروگاههای برق ایران مورد هدف حملات نظامی آمریکا قرار خواهند گرفت. این تهدید در حالی مطرح میشود که اختلال در تردد شناورها از این شاهراه حیاتی انرژی، نگرانیهای عمیقی را درباره ثبات بازار جهانی نفت و امنیت منطقه خلیج فارس برانگیخته است.
در واکنش به این فضاسازیها، مقامات ارشد جمهوری اسلامی ایران ضمن یادآوری تجربیات تلخ پیشین واشنگتن در رویارویی با ایران، هشدار دادهاند که هرگونه اشتباه محاسباتی از سوی دشمن، منطقه را با بحرانی بیبازگشت مواجه خواهد کرد. سخنگوی قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا با اشاره به تهدیدات اخیر، خط قرمزهای پدافندی ایران را روشن ساخت. وی با تأکید بر آمادگی کامل نیروهای مسلح برای مقابله با هرگونه تهدید، اعلام کرد که هرگونه حمله احتمالی به تأسیسات انرژی ایران با پاسخی متقابل و کوبنده علیه زیرساختهای حیاتی انرژی، آب و امنیتی ایالات متحده و متحدانش در منطقه مواجه خواهد شد.
تحلیلگران مسائل سیاسی این موضعگیریها را ادامه راهبرد موسوم به «فشار حداکثری» میدانند؛ سیاستی که در دوره گذشته ریاستجمهوری ترامپ با شکست راهبردی مواجه شد. اما نکته حائز اهمیت آن است که هدف قرار دادن شبکه برق ایران دیگر در چارچوب یک اقدام نظامی محدود تعریف نمیشود، بلکه به معنای حمله به شریانهای حیاتی زندگی میلیونها شهروند غیرنظامی و تلاش برای بینظم کردن خدمات عمومی، درمانی و صنعتی کشور است.
در این میان، نقش رژیم صهیونیستی به عنوان محرک اصلی تنشآفرینی در منطقه بر کسی پوشیده نیست. رژیمی که در ماههای اخیر به دلیل نسلکشی در غزه و حملات به زیرساختهای غیرنظامی در لبنان، با موج بیسابقهای از محکومیتهای بینالمللی و اتهامات نقض حقوق بشر مواجه شده، تلاش دارد با کشاندن دامنه بحران به خلیج فارس، از فشارهای داخلی و بینالمللی بر خود بکاهد.
با وجود فضای هیجانی حاکم بر اظهارات مقامات آمریکایی، واقعیت میدانی حکایت از آن دارد که هزینه هرگونه ماجراجویی جدید تنها متوجه ایران نخواهد بود. کشورهای جنوب خلیج فارس از جمله عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر، کویت و بحرین، به دلیل وابستگی شدید به تأسیسات نفتی و گذرگاههای آبی، در صف اول آسیبپذیران از گسترش دامنه جنگ قرار دارند.
تنگه هرمز به عنوان اصلیترین گلوگاه انرژی جهان، ثبات اقتصادی کشورهای صادرکننده نفت را به امنیت آن گره زده است. هرگونه اقدام تنشزا در این آبراه استراتژیک، به شوک قیمتی در بازارهای جهانی، اختلال در زنجیره تأمین انرژی و تهدید مستقیم پالایشگاهها و بنادر تجاری منطقه منجر خواهد شد. در چنین سناریویی، همسویی بیچون و چرای برخی کشورهای عربی با سیاستهای تهاجمی واشنگتن و تلآویو، نه تنها امنیتآفرین نخواهد بود، بلکه آنها را به هدفی مشروع برای پاسخهای متقابل تبدیل میکند.
خلیج فارس همواره به عنوان یک مجموعه امنیتی به هم پیوسته شناخته شده است. تداوم ثبات و امنیت در این منطقه، نیازمند دوری از تنشزایی و اتکا به ظرفیتهای بومی برای حل مناقشات است. تجربه نشان داده که تکیه بر توصیههای بیگانگان و راهبردهای خصمانه، نه تنها معادلات منطقه را به سود همسایگان تغییر نخواهد داد، بلکه میتواند کل منطقه را درگیر بحرانی کند که دامنه آن از مرزهای سیاسی فراتر خواهد رفت.
https://www.kioskekhabar.ir/?p=306274












