رضا صالحی
رضا صالحی ـ روزنامهنگار
چگونه دستورات علنی رهبری را با «اذنها» کنار بگذاریم
جریان غربگرا و رسانههای زنجیرهای آن، سالهاست که از دستاوردسازیهای موهوم برای پوشاندن وادادگیهای خود بهره میبرند. این قبیله عافیتطلب و شیفته غرب، که یا مزودران با جیره و مواجب و جاسوسان غرب اند یا حامیان و مزودران بی جیره و مواجب، پشت درهای بسته توافقات خسارتبار را امضا میکنند، با لبخندهای ژوکوند عکس یادگاری میاندازند، منافع ملی را حراج میکنند و در نهایت، صورتحساب این خطاهای راهبردی را وقاحتبار به نام و حساب تصمیمات نظام و رهبری مینویسند.
امروز نیز عده ای با تیتر کردن جملاتی مبنی بر اینکه «همه چیز با اذن ولی است»، داعیهدار ولایتمداری شدهاند و متأسفانه همانند برجام اما این بار با صدایی رساتر برخی اصولگرایان را هم در کنار خود دارند تا خطر تبدیل پیروزی میدان به شکست در پای امضای دیپلماست ها را بیش از هر زمانی حس کنیم.
واقعیت این است که اگر به ادعاهای واهیِ «همه چیز با رهبری هماهنگ است و با اذن رهبری است» عمل نمیکردیم، امروز هم رهبری عزیز در میان ما بود و هم واقعاً به نظر آقا عمل شده بود؛ چرا که اذن واقعی رهبری همواره در کلام، شروط علنی و خطوط قرمز صریح ایشان بوده و ما فریب این دروغگوییها و پشتپردهسازیها را خوردیم که نکند واقعا تصمیم رهبری بوده باشد!
داستان تلخ برجام، حکایت همان جام زهری است که با ادعای کاذب «تصمیم نظام»، بر ملت و ولایت تحمیل شد. در حالی که رسانهها تیتر میزدند «تصمیم نظام»، کارگزاران این جریان بر خلاف فرمان علنی رهبری، تعهدات بلندبالا را میپذیرفتند و پشت ادعای «اذن رهبری» پنهان میشدند.
برجام تحمیلی و خسارتباری که اگر دامنگیر این کشور نمیشد، امروز نه داغ جنگ بر پیشانی جامعه مینشست و نه شاهد شهادت مظلومانه رهبر مقتدرمان، حضرت سید علی خامنهای بودیم.
«اذن ولی» برای این جماعت، نه یک حجت شرعی، بلکه توجیهی برای فرار از پاسخگویی بود. اگر در همان روزهای نخست، نخبگان در برابر این تفسیرهای وارونه مردانه میایستادند، امروز چرخ معیشت مردم و چرخ سانتریفیوژها هر دو با هم میچرخید و رهبر شهید ما در غربت مجبور نمیشد فریاد بزند که «ده سال خسارت برجام، یک عمر بود».
عدم رعایت خطوط قرمز رهبری، پالس ضعفی بود که زنجیره ترورها را آغاز کرد و ما را به سوگ حاج قاسم عزیز نشاند. وقتی فرمان علنی خروج آمریکا از منطقه روی زمین ماند و جایش را به ژستهای دیپلماتیک داد، دشمن جریتر شد، فرماندهان ما را در سوریه به شهادت رساند و در نهایت در روز تحلیف رئیس جمهور مشتاق مذاکره ما با به شهادت رساندن اسماعیل هنیه به خاک ایران تجاوز کرد.
اگر همان زمان پاسخ قاطعی صادر میشد، هرگز جنگ دوازدهروزه و جنگ رمضان با آن خسارت ها و شهادت های اندوهبارش رخ نمیداد.
یا اگر هنگامی که عدهای در سفر نیویورک به دنبال وادادگی بودند و رهبری شهید انقلاب در اول مهر ۱۴۰۴ خط قرمز عدم مذاکره تا ۳۰ سال آینده با آمریکا را ترسیم کردند، با جدیت برخورد میکردیم، امروز چشمانمان گریان نبود. اگر میدانستیم یکی از خسارتهای محض برجام و تمناهای محال هزارباره عراقچی در مذاکره بی فایده و زیان بار با دشمن، همین جانهای عزیز و زیرساختهاست و جلوی این کارنامه سیاه سیاست خارجی را میگرفتیم و سینه سپر میکردیم که چگونه ۳۰ سال عدم مذاکره، به ۳ ماه تبدیل شد؟ امروز لباس عزای هم میهنان مان در تن مان نبود
اگر فریب نقلقولهای پستویی را نمیخوردیم، امروز سرداران عزیزمان حاج قاسم سلیمانی، حاجیزاده، سلامی، موسوی، پاکپور و… یا دانشمندان هستهای مانند فریدون عباسی و طهرانچی در میان ما بودند.
امروز کودکان میناب به جای آنکه پیکر نیمهجانشان مفقود باشد، برای امتحان پایان ترم آماده میشدند و صنایعمان مورد حمله قرار نمیگرفت تا امروز به تمنای ۶ میلیارد دلارِ هیچ اندر هیچ، آینده کشور را بر باد ندهیم. مضحک آنکه حتی امثال علی لاریجانی که روزی در برجام نقشآفرین بودند و به دنبال طرح صلح بودند نیز توسط این جانیان به شهادت رسیدند.
رهبر انقلاب در تمام این مدت به دنبال کسانی بود که بلند فریاد بزنند «این تصمیم نظام نیست»، اما سکوت خواص باعث شد حاج قاسم و دیگر عزیزان به وادی شهادت بروند. اذن و اجازه ولی، فقط و فقط تصمیمات و دستورات عیان و علنی رهبری انقلاب است، نه آنچه به دروغ، تحریف یا منفعتطلبی در پستوها نقل میشود. ما امروز با سم مهلک دروغگویی به ولی و تحریف مواضع ایشان مواجهیم؛ سمی که اگر زودتر پادزهر ایستادگی و بصیرت را در برابرش به کار میبستیم، امروز جهان و ایران در موقعیت کاملاً متفاوتی قرار داشت؛ موقعیتی که با خون و دل و جان عزیزانمان با مقاومت باز بدست آوردیم اما در حال چانه زنی با آن در مذاکره با جانیان هستیم!
منبع خبر : کیوسک خبر
https://www.kioskekhabar.ir/?p=312099












