×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

اخبار ویژه

چگونه «بیمه جنگ» اقتصاد ملی را در طوفان بحران نجات می‌دهد؟
مهدی صالحی طاهری

لندن، پاریس و توکیو تجربه تلخ دهه‌ها جنگ و بازسازی را گواهی می‌دهند: فروپاشی اقتصادی اغلب پیش از شکست نظامی رقم می‌خورد. اما در میان پیچیده‌ترین معادلات اقتصاد کلان، یک ناجی خاموش در کمین نشسته است؛ صنعت بیمه با ابزار «پوشش ریسک جنگ»، نه فقط از دارایی‌ها، بلکه از اعتبار ملی، زنجیره تجارت و امید سرمایه‌گذاران محافظت می‌کند.

به گزارش کیوسک خبر، در اقتصاد مدرن، جنگ دیگر فقط یک درگیری نظامی نیست؛ بلکه یک «زلزله مالی تمام‌عیار» محسوب می‌شود که می‌تواند در عرض چند ساعت، دهه‌ها دستاورد توسه را نابود کند. اما آنچه اقتصادهای مقاوم را از نظام‌های شکننده جدا می‌کند، وجود یک سپر هوشمند به نام «بیمه جنگ» است. این نوع بیمه، برخلاف باور عمومی، یک هزینه اضافی نیست، بلکه سرمایه‌گذاری راهبردی برای حفظ انسجام ملی و جلوگیری از دومینوی ورشکستگی‌های زنجیره‌ای است.

از منظر علم اقتصاد، جنگ به عنوان یک «ریسک سیستماتیک» طبقه‌بندی می‌شود. به این معنا که برخلاف سیل یا زلزله که منطقه‌ای محدود را درگیر می‌کند، تهدیدات جنگی همزمان تمامی بخش‌های تولید، حمل‌ونقل، انرژی و مسکن را هدف می‌گیرد. در چنین شرایطی، بدون وجود مکانیزم بیمه‌ای کارآمد، ترس از دست دادن سرمایه، فلج شدن فوری بازارها و فرار سرمایه‌ها اجتناب‌ناپذیر است.

تحلیل‌های اقتصادی نشان می‌دهد که نبود پوشش بیمه‌ای برای ریسک جنگ، معادل حذف سیستم ایمنی بدن در برابر یک همه‌گیری است. اقتصاد بدون بیمه، نه تنها توان جذب شوک را ندارد، بلکه هر ضربه کوچکی را به یک بحران سیستمی تبدیل می‌کند. به همین دلیل، کشورهای پیشرفته سال‌هاست که «صندوق‌های بیمه ملی بحران» را با پشتوانه حاکمیتی طراحی کرده‌اند تا ضربه‌پذیری اقتصاد خود را به حداقل برسانند.

تجربه کشورهای درگیر تنش‌های نظامی نشان می‌دهد که در غیاب بیمه جنگ، خسارات مستقیماً به سیستم بانکی منتقل می‌شود. کارخانه‌ای که تخریب شده، توان بازپرداخت وام ندارد؛ بانک با ناترازی مواجه می‌شود و در نهایت، دولت ناچار به چاپ پول و تحمیل تورم سنگین به خانوارها می‌گردد. این همان «انتقال سمی ریسک» است که فروپاشی اقتصادی را به یک پیش‌بینی حتمی تبدیل می‌کند.

اما خبر مثبت اینجاست: صنعت بیمه با ابزارهایی مانند «بیمه اتکایی ملی» و «سندیکاهای ریسک»، می‌تواند این زنجیره مخرب را بشکند. به عبارتی، بیمه به عنوان یک ضربه‌گیر عمل می‌کند و اجازه نمی‌دهد تلاطم‌های ناشی از جنگ به سفره مردم نفوذ کند. این نقش، بیمه را به یکی از ستون‌های اصلی «امنیت ملی اقتصادی» تبدیل کرده است.

کارشناسان ارشد اقتصادی بر این باورند که بیمه جنگ با بیمه‌های تجاری تفاوت بنیادین دارد. از آنجا که شدت خسارات در جنگ می‌تواند فراتر از توانگری مالی هر شرکت خصوصی باشد، طراحی یک «چارچوب ملی مدیریت بحران» ضروری است. این چارچوب شامل سه لایه اصلی است: نخست، نظارت کارآمد و شفافیت مالی برای جلوگیری از ریسک‌های اخلاقی؛ دوم، ایجاد صندوق‌های حاکمیتی برای جبران خسارات فاجعه‌بار؛ و سوم، دسترسی به شبکه‌های قدرتمند بیمه اتکایی (حتی در سطح منطقه‌ای).

نکته امیدوارکننده این که حتی در شرایط تحریم یا محدودیت‌های بین‌المللی، تجربه نشان داده که می‌توان با تکیه بر «همکاری‌های منطقه‌ای» و «ظرفیت‌سازی داخلی در بیمه‌های اتکایی»، سپر دفاعی اقتصاد را مستحکم کرد. رشد پایدار در این حوزه، نیازمند سه رکن ثبات اقتصاد کلان، اعتماد نهادی و توسعه بازارهای مالی است.

در یک جمله معروف اقتصادی آمده است: «بیمه، گفت‌وگویی میان امروز و فرداست.» هر چه این گفت‌وگو شفاف‌تر و عادلانه‌تر باشد، تاب‌آوری اقتصاد در برابر شوک‌های بزرگ بیشتر خواهد بود. بیمه جنگ به ما یادآوری می‌کند که هزینه آمادگی برای بحران، همیشه از هزینه جبران فاجعه بسیار کمتر است.

در نهایت، اقتصاد مقاوم، اقتصادی نیست که هیچ‌گاه دچار بحران نشود، بلکه اقتصادی است که برای بحران برنامه دارد. صنعت بیمه با نگاه راهبردی به ریسک جنگ، نه تنها از فروپاشی مالی جلوگیری می‌کند، بلکه امید و اعتماد را در رگ‌های نظام اقتصادی جاری می‌سازد. امروز، سرمایه‌گذاری در بیمه‌های بحران‌محور، هوشمندانه‌ترین راهکار برای تضمین ثبات فردای اقتصاد در دنیای پرتلاطم فردا است.

لینک اینستاگرام: https://www.instagram.com/p/DXUgS8TjWhS/?utm_source=ig_web_copy_link&igsh=MzRlODBiNWFlZA==

منبع خبر : کیوسک خبر

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.