۶ ماه پس از آغاز تنشهای نظامی در خلیج فارس، کاخ سفید بار دیگر مسیر بمباران و محاصره دریایی را در پیش گرفته؛ مسیری که پیشتر نهتنها به «تغییر رفتار» تهران منجر نشد، بلکه هزینههای سنگین انسانی، اقتصادی و منطقهای را برای همه طرفین به همراه داشته است. در این گزارش، ریشههای بنبست راهبرد واشنگتن و پیامدهای آن برای آمریکا، متحدان منطقهای و مردم ایران را بررسی میکنیم.
بازگشت به جنگ یا تکرار بنبست؟ چرا استراتژی ترامپ در قبال ایران به مقصد نمیرسد
به گزارش کیوسک خبر، از روزی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، بار دیگر پرچم «فشار حداکثری» را برافراشت تا امروز که آسمان جنوب ایران با بمبارانهای شبانه ارتش آمریکا روشن میشود، واشنگتن یک چرخه آشنا را بازتولید کرده است: تهدید، دیپلماسیِ ناقص، تحریم، بازگشت به حمله نظامی و در نهایت، بنبستی که هر بار عمیقتر از قبل میشود.
سؤال اصلی این است که چرا رئیسجمهور آمریکا با وجود شکست تجربههای پیشین، بار دیگر به جنگ روی آورده است؟ و مهمتر اینکه، این مسیر چه پیامدهایی برای منطقه و خود آمریکا خواهد داشت؟
از توییت تا موشک؛ روایت شش ماه تکرار
تابستان سال گذشته، وقتی مذاکرات غیرمستقیم آمریکا و ایران در تنگه هرمز به نتیجه نرسید، ترامپ در توئیتی اعلام کرد که «هیچ گفتگویی در کار نیست» و «محاصره دریایی کامل» برقرار است. دو روز بعد، وعده «سنگینترین تحریمهای تاریخ» را داد و در گام سوم، هرگونه توافق با ایران را «بیارزش» خواند. این سه مرحله، نقشه راهی بود که در ادامه با حملات موشکی به مناطق مسکونی استان هرمزگان تکمیل شد.
اما آنچه این مسیر را از جنگهای پیشین متمایز میکند، نوسان مداوم ترامپ میان ابزارهای مختلف است. شبکه سیانان در تحلیلی این رفتار را «چرخهای از الگوهای آشنا» توصیف کرده که هر ماه تکرار میشود: تهدید نظامی، دیپلماسیِ شکستخورده، فشار اقتصادی و بازگشت به گفتمان «تغییر نظام». به عبارت دیگر، ترامپ در فقدان یک راهبرد منسجم، هر بار که از یک مسیر ناامید میشود، به مسیر دیگر پناه میبرد؛ اما هیچکدام به نتیجه نرسیدهاند.
قیمت انسانی جنگ؛ عروسی در کوهستک به عزای ملی تبدیل شد
در تازهترین حمله هوایی آمریکا، یک خانه در روستای کوهستک از توابع سیریک هرمزگان که میزبان جشن عروسی بود، هدف موشک قرار گرفت. در این حادثه، دستکم ۵ غیرنظامی از جمله یک کودک و یک زن به شهادت رسیدند و نزدیک به ۷۰ نفر زخمی شدند.
بر اساس آمار رسمی وزارت بهداشت ایران، مجموع حملات هوایی آمریکا در بازه ۸ تا ۱۱ شهریور، ۱۸ شهید و ۱۴۲ مصدوم بر جای گذاشته که از میان مجروحان، ۶۱ نفر زن و ۴۴ نفر زیر ۱۸ سال بودهاند. سخنگوی وزارت خارجه ایران این اقدام را «جنایت جنگی» و «وحشیانه» خواند و آن را حلقهای در زنجیره حملات به غیرنظامیان، از جمله حمله به مدرسهای در میناب، دانست.
اگرچه معاون رئیسجمهور آمریکا ادعا کرده که «غیرنظامیان هرگز هدف نبودهاند»، اما گزارش تحقیقاتی نیویورک تایمز با تحلیل ویدئوها و مصاحبه با شاهدان محلی، تأیید کرده که موشک بهکاررفته در این حمله، از نوع «جیاساودبلیو» (JSOW) ساخته آمریکا بوده است؛ اتهامی که مستندات بصری و نظر کارشناسان تسلیحاتی آن را تأیید میکنند.
چرا ترامپ دیپلماسی را کنار گذاشت؟
پرسش کلیدی اینجاست که چرا رئیسجمهور آمریکا مسیر صلح را رها کرد؟ تحلیلها نشان میدهد که ترکیبی از عوامل شخصیتی، سیاسی و فشارهای بیرونی در این تصمیم نقش داشتهاند:
۱. بیصبری و عادت به پیروزیهای سریع: ترامپ که در پروندههایی مانند ونزوئلا یا تعرفههای تجاری به نتایج ظاهری سریع رسیده بود، ایران را نیز مشابه آنها میپنداشت؛ اما تهران در چهار دهه اخیر نشان داده که برای هیچ بیگانهای «هدف سهلالوصول» نبوده است.
۲. فشار لابی صهیونیست و نتانیاهو: امضای تفاهمی که برنده آن تهران بود، خشم لابی صهیونیست و بنیامین نتانیاهو را برانگیخت. ترامپ برای جبران این عقبنشینی، به سمت گزینه نظامی متمایل شد.
۳. حلقه محافظهکاران کاخ سفید: برخی مشاوران ترامپ معتقدند که او از ابتدا قصد نداشت به تفاهم با ایران پایبند بماند و دیپلماسی را فقط تاکتیکی برای خرید زمان میدانست.
۴. محاسبه انتخاباتی: با نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶، ترامپ میخواهد با نمایش قدرت نظامی، پایگاه رأی خود را بسیج کند، هرچند که نظرسنجیها نشان میدهد محبوبیت او در موضوع تورم و گرانی از ۳۳ درصد به ۴۰ درصد کاهش یافته است.
هزینههای داخلی و فرامرزی جنگ برای آمریکا
این جنگ فقط برای ایران هزینه ندارد. مؤسسه بروکینگز در گزارشی هشدار داده که ادامه درگیری نظامی، آسیب جدی به تصویر ترامپ در افکار عمومی آمریکا وارد کرده و هزینههای اقتصادی سنگینی از جمله افزایش قیمت انرژی، تورم و هزینههای نظامی را به همراه داشته است. همچنین این جنگ، شکاف درون حزب جمهوریخواه را آشکارتر کرده و شانس دموکراتها را در انتخابات نوامبر افزایش داده است.
در سطح منطقهای، ژنرال بازنشسته «بری مککفری» هشدار داده که آمریکا دسترسی به ۱۵ پایگاه خود در خلیج فارس را از دست داده و اکنون ایران کنترل دسترسی به کشورهای حوزه خلیج را در اختیار دارد. این به معنای تغییر موازنه قدرت در منطقه به نفع تهران است.
آیا اعراب خلیج فارس همچنان به آمریکا اعتماد دارند؟
یکی از مهمترین پیامدهای این جنگ، تزلزل اعتماد کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به تعهدات امنیتی آمریکاست. مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل (اینس) اذعان کرده که این جنگ نهتنها موقعیت راهبردی این کشورها را بهبود نبخشیده، بلکه آسیبپذیری آنها را در برابر تهدیدات ایران بیشتر کرده است.
الجزیره نیز به نقل از تحلیلگران خود گزارش داده که کشورهای خلیج فارس از همان روزهای نخست حمله به پایگاههای آمریکا در خاک خود، بازتعریف امنیت منطقهای را در دستور کار قرار دادهاند؛ روندی که میتواند نظم امنیتی ۴۰ ساله منطقه را دگرگون کند.
ایران قویتر از تصور؛ بنبستی که پایانی ندارد
برخلاف پیشبینیهای اولیه واشنگتن، ایران در این شش ماه نهتنها فروپاشی نکرده، بلکه توانسته تنگه هرمز را با وجود آسیب به نیروی دریایی خود، بسته نگه دارد. مؤسسه خاورمیانه (MEI) این توانایی را «غافلگیرکننده» توصیف کرده و تأکید دارد که نزدیک به ۲۰ درصد نفت جهان از این آبراه عبور میکند؛ بنابراین بسته ماندن آن، تأثیر مستقیمی بر اقتصاد جهانی دارد.
نشریه «Small Wars Journal» نیز در تحلیلی، رفتار ایران را نه واکنشی احساسی، بلکه مبتنی بر «عقلانیت بقا و بازدارندگی» دانسته و تأکید کرده که ایدئولوژی انقلابی، در معماری نهادی و حقوقی ایران تنیده شده و با هیچ توافق هستهای از بین نمیرود.
راهی به بنبست
دونالد ترامپ در شرایطی به جنگ اصرار دارد که تقریباً هیچ بازیگر مهمی – نه در آمریکا، نه در منطقه و نه در جهان – از آن حمایت نمیکند. تنها طرفی که از این رویکرد استقبال میکند، نخستوزیر رژیم اسرائیل است؛ اما آیا ترامپ باز هم در تله طراحیهای تلآویو گرفتار خواهد شد؟
واقعیت میدانی نشان میدهد که ایران با تلفیق قدرت نظامی، دیپلماسی فعال و پشتیبانی افکار عمومی، توانسته از این گردنه عبور کند. در مقابل، آمریکا با یک جنگ فرسایشی، هزینههای فزاینده و از دست دادن متحدان کلیدی مواجه است.
به گزارش کیوسک خبر، به نظر میرسد راهبرد واشنگتن نهتنها محکوم به شکست است، بلکه منطقه غرب آسیا و نظم بینالملل را نیز وارد مرحلهای از بیثباتی میکند که پیامدهای آن برای دههها باقی خواهد ماند. شاید وقت آن رسیده که کاخ سفید به جای تکرار بنبستهای گذشته، مسیری تازه بر پایه احترام متقابل و دیپلماسی واقعی جستوجو کند؛ مسیری که هنوز دیر نشده است.
برای مطالعه جدیدترین تحلیلها و رویدادهای اقتصادی، به سایت کیوسک خبر مراجعه کنید.
https://www.kioskekhabar.ir/?p=323433













