فناوری متفاوت کورهبلند در برابر سیاستهای گازمحور کشور، نیازمند حمایت ویژه و نگاه راهبردی دولت است
کیوسک خبر ـ وابستگی سیاستهای فولادی کشور به گاز ارزان، شرایط نابرابری را برای تنها فولادساز کورهبلند ایران رقم زده است. ذوبآهن اصفهان که بر پایه کک و زغالسنگ فعالیت میکند، نه از یارانههای انرژی بهرهمند است و نه از پایداری تأمین مواد اولیه.
احسان احمدی عضو هیئتمدیره هلدینگ صدر تأمین در گفتوگویی تحلیلی، ابعاد مختلف این مسئله و ضرورت بازنگری در سیاستهای کلان را تشریح میکند.
احسان احمدی در تشریح وضعیت کنونی ذوبآهن اصفهان گفت: سیاستهای کنونی انرژی و مواد اولیه ایران با الزامات فناوری کورهبلند همراستا نیست. مدل حمایتی کشور عمدتاً نانوشته و در جهت بهرهگیری حداکثری از گاز طبیعی ارزان برای تولید فولاد بوده است. این رویکرد هرچند رشد سریعی در ظرفیت فولاد ایجاد کرد، اما وابستگی شدیدی به گاز پدید آورده که در شرایط کمبود انرژی، پاشنه آشیل صنعت شده است. در این میان، ذوبآهن اصفهان که بر فناوری متفاوت کوره بلند با سوخت زغالسنگ متکی است، از مواهب یارانه گاز تقریباً بیبهره مانده و به عکس، افزایش هزینه زغالسنگ بدون یارانه و محدودیت عرضه سنگآهن، این شرکت را به تنگنا رسانده است.
وی در توضیح تفاوت فناوریهای تولید فولاد افزود: دو فناوری اصلی تولید فولاد شامل روش کوره بلند/ کنورتور و روش احیای مستقیم با کوره قوس الکتریکی است. حدود ۸۵ درصد فولاد جهان با کوره بلند تولید میشود، در حالیکه بیش از ۸۷ درصد فولاد ایران از مسیر احیای مستقیم و قوس الکتریکی است. در روش کوره بلند کک ، زغالسنگ و سنگآهن در کوره بلند ذوب و احیا شده و چدن تولید میشود و سپس چدن در مبدل اکسیژنی به فولاد تبدیل میگردد. در مقابل و در روش احیای مستقیم، گاز طبیعی عامل احیا است و آهن اسفنجی تولیدشده در کوره قوس الکتریکی ذوب و به فولاد خام تبدیل میشود.
احمدی با اشاره به نقش تعیینکننده انرژی و مواد اولیه در انتخاب فناوری بیان داشت: دسترسی به مواد اولیه و انرژی نقش تعیینکنندهای در هزینه تمامشده دارد. در ایران وفور گاز طبیعی و برق ارزان در قیاس با دشواری تأمین کک و زغالسنگ باعث شده کوره بلند مزیت کمتری داشته باشد. به بیان دیگر، سهولت نسبی تأمین گاز نسبت به زغالسنگ بهعلاوه هزینه کمتر آن سبب شده است توسعه فولاد کشور عمدتاً بر پایه احیای مستقیم باشد. برای نمونه، ذوبآهن اصفهان تنها فولادساز بزرگ ایران با فناوری کوره بلند است و سوخت اصلی آن زغالسنگ میباشد، در حالی که فولاد مبارکه با روش احیای مستقیم از گاز طبیعی استفاده میکند.
در ظرفیت های تولید بالا، روش کوره بلند مزیت مقیاس دارد
عضو هیئتمدیره هلدینگ صدر تأمین در خصوص جنبه اقتصادی دو فناوری توضیح داد: از نظر سرمایهگذاری، تا ظرفیت حدود ۲ میلیون تن در سال هزینه سرانه هر دو روش نزدیک است، اما در ظرفیتهای بالاتر، کوره بلند از مزیت مقیاس برخوردار میشود و اقتصادیتر است زیرا در احیای مستقیم برای هر واحد ظرفیت جدید باید ماژول احیا و کوره قوس اضافه شود، در حالی که یک کوره بلند میتواند چند میلیون تن تولید را پوشش دهد. این تفاوت فناوری باعث تفاوت در ساختار هزینهها نیز شده است. در کوره بلند سهم عمده هزینه با مواد اولیه است و انرژی عمدتاً از سوخت زغالسنگ تأمین میشود، در حالی که در مسیر احیای مستقیم هزینه گاز، برق و مواد اولیه فرآوریشده وزن بیشتری دارد.
وی با نقد سیاست انرژی کشور گفت: الگوی انرژی صنعت فولاد ایران متکی بر گاز ارزان است که نا هم ترازی در هزینه انرژی واحدهای مختلف ایجاد کرده است. طبق گزارشها، حدود ۹۰ درصد فولاد ایران از روش احیای مستقیم گازمحور تولید میشود که مصرف انرژی آن در مجموع چهار برابر میانگین جهانی است. اتکا به گاز یارانهای سالها مزیت محسوب میشد، اما اکنون با کمبود گاز، این مدل ناپایدار قلمداد میشود.
قیمت تمام شده بالاتر در ذوب آهن ، ثمره نابرابری در پرداخت یارانه انرژی
احمدی با اشاره به نابرابری میان واحدهای تولیدی تصریح کرد: سهم تولید کوره بلند بسیار محدود بوده و این عدمتنوع فناوری یکی از دلایل شدت بالای مصرف انرژی در فولاد ایران دانسته شده است. سالها یارانه سنگین انرژی باعث شده قیمت انرژی بخش فولاد بسیار پایین باشد و سهم انرژی در بهای تمامشده فولاد ظاهراً ناچیز به نظر برسد. اما همه واحدها از یارانه به یک میزان منتفع نشدهاند. برای مثال، ذوبآهن اصفهان که از زغالسنگ استفاده میکند، بخش قابل توجهی از کک مورد نیاز خود را وارد میکند و این بخش از سوخت مشمول یارانه دولتی نیست. در نتیجه هزینه انرژی این واحد بالاتر از رقبای گازسوز است و فشار مالی زیادی را متحمل میشود.
وی ادامه داد: این نابرابری سیاستی موجب شده حاشیه سود شرکتهای گاز محور کمتر تحت تأثیر افزایش قیمت انرژی قرار گیرد، در حالی که شرکتهایی مثل ذوبآهن از یارانه انرژی بیبهرهاند و حتی در پرداخت قبوض گاز خود دچار مشکل شدهاند. بحرانهای تأمین انرژی نیز تمامی فولادسازان را درگیر میکند و مستقیماً تولید را کاهش میدهد.
این صاحب نظر عرصه فولاد درباره وضعیت زنجیره معدن تا فولاد اظهار داشت: تولید فولاد وابسته به زنجیره یکپارچه اکتشاف معدن، استخراج، فرآوری و فولادسازی است. در دهههای گذشته، ایجاد ذوبآهن اصفهان خود محرک اکتشاف معادن متعدد در کشور بود و بنیان صنایع ایران بر محور ذوبآهن شکل گرفت. اما امروز متأسفانه سنگآهن مرغوب کشور به جای تامین کامل نیاز ذوبآهن، برای صادرات ارسال می شود.
خصوصی سازی ها، بانی معادن کشور را برای تامین مواد اولیه وابسته کرده است
احمدی با اشاره به بحران تأمین مواد اولیه ذوبآهن گفت: نمونه ملموس، بحران تامین مواد اولیه ذوبآهن است که نیمی از ظرفیت تولیدی آن را بلااستفاده گذاشته است. تفکیک معادن از فولادسازان پس از خصوصیسازیها یکی از عوامل این وضعیت است. ذوبآهن اصفهان که زمانی خود مالک یا مدیر معادن بود، اکنون برای تأمین سنگآهن و کک وابسته به بازار شده است.
وی در نقد روند خصوصیسازی افزود: خصوصیسازی در بخش معدن و فولاد در ایران با چالشهای ساختاری همراه بوده است. پس از واگذاریها، صاحبان جدید معادن لزوماً خود را متعهد به تامین بلندمدت صنایع پاییندستی نمیدیدند و انگیزه صادرات مواد خام تقویت شد. در نتیجه صنایع مادر مانند ذوبآهن که بر مبنای دسترسی به معادن داخلی بنیانگذاری شده بودند، دچار کمبود مواد اولیه شدند.
نقش آفرینی مستقیم ذوب آهن اصفهان در پروژه های عمرانی کشور
عضو هیئتمدیره هلدینگ صدر تأمین در خصوص نقش ملی ذوبآهن اصفهان تأکید کرد: ذوبآهن اصفهان به عنوان نخستین کارخانه فولادسازی بزرگ کشور، نقشی فراتر از یک بنگاه صنعتی معمولی ایفا کرده است. بسیاری از پروژههای عمرانی مانند سدها، پلها، برجها و نیروگاهها در دهههای گذشته با فولاد تولیدی ذوبآهن شکل گرفته است.
احمدی در ادامه به اهمیت تولید ریل ملی پرداخت و اظهار داشت : در سالهای اخیر، این شرکت با راهاندازی خط تولید ریل ملی، کشور را از واردات ریل بینیاز کرده است. تولید ریل مطابق استانداردهای بینالمللی موجب شد طرحهای توسعه ریلی با سرعت و صرفه بیشتری انجام شوند. بدون ریل ملی، رکوردهای ریلگذاری و پیشرفت پروژههای ریلی امکانپذیر نبود.
تولید فولاد کوره بلندی از منظر امنیت صنعتی
وی افزود: از منظر امنیت صنعتی نیز حضور یک فولادساز کورهبلند در کشور مزیت راهبردی تلقی میشود. این فناوری امکان تولید برخی محصولات خاص را فراهم میکند که تنها با کوره بلند قابل تولیدند. در شرایط تحریم و محدودیت واردات، تولید این اقلام در داخل کشور حیاتی است.
این مقام صنعتی درباره ضرورت حمایت دولت اظهار داشت: حمایت دولتی از صنایع مادر مانند فولاد یک اصل پذیرفتهشده در توسعه صنعتی است. دولت میتواند با واگذاری پهنهها و معادن به فولادسازان یا ایجاد مشارکت میان معادن و کارخانهها، زنجیره تامین را تضمین کند. همچنین بازبینی تعرفههای گاز و برق صنایع و حرکت به سمت واقعیسازی تدریجی قیمتها همراه با پرداخت یارانه مستقیم به صنایع بهرهور ضروری است.
احمدی با اشاره به تجربههای جهانی گفت: در سطح بینالمللی، اغلب دولتها برای صنایع فولاد کورهبلند سیاستهای حمایتی ویژهای داشتهاند. چین با اعطای اعتبارات عظیم بانکی و انرژی یارانهای از فولادسازان خود پشتیبانی کرده است. هند نیز با واگذاری معادن به شرکتهای فولادی، یکپارچگی زنجیره را حفظ کرده است. در اروپا نیز حمایتهای تعرفهای و سرمایهگذاری در فناوریهای نوین برای حفظ رقابتپذیری فولادسازان اجرا میشود.
ذوب آهن اصفهان به بسته حمایتی ویژه نیاز دارد
وی در جمعبندی سخنان خود تأکید کرد: سیاست مواد اولیه کشور در دهه اخیر دچار نوعی ناهمترازی بوده است. ادامه سیاستهای یکساننگر فعلی ممکن است به خاموشی کورههای ذوبآهن بینجامد. ذوبآهن به یک بسته سیاستی ویژه احتیاج دارد که شامل تأمین ویژه مواد اولیه، درنظرگرفتن یارانه سوخت برای زغالسنگ، حمایت مالی جهت نوسازی فناوریها و ادغام عمودی با بخش معدن است.
احمدی در پایان گفت: عدالت صنعتی ایجاب میکند همانگونه که فولادسازان گازی سالها از انرژی یارانهای بهره بردند، فولادساز زغالپایه نیز از حمایت متناسب برخوردار شود. تداوم حیات ذوبآهن به معنای حفظ توان داخلی در تولید محصولات کلیدی و جلوگیری از وابستگی در این بخش ها است. تنها با نگاه سیاستی متفاوت و هوشمندانه میتوان این میراث صنعتی ارزشمند را احیا کرد و چشمانداز توسعه فولاد کشور را به صورت متوازن محقق نمود.


















