مهدی صالحی طاهری
نیمقرن حضور نظامی فرامنطقهای در خلیج فارس نه تنها نظم پایدار برای این آبراه حیاتی به ارمغان نیاورده، بلکه با توسل به پروژه ایرانهراسی و استقرار دهها پایگاه نظامی، بستر تنشهای مزمن و بینظمی راهبردی را فراهم کرده است. در چنین فضایی، برخی تحلیلگران معتقدند که رویای واشنگتن برای فتح جزایر جنوبی ایران و اعمال حاکمیت بر آنها، چیزی جز «خیال خام» نیست؛ چراکه نگهداشت این جزایر در صورت اشغال، هزینههای سرسامآور و تلفات بیشمار برای نیروهای مهاجم به دنبال خواهد داشت.
بر پایه موازین حقوق دریاها به ویژه کنوانسیون سوم حقوق دریاها، هر دولتی که مالکیت کامل جزیرهای را در اختیار داشته باشد، حق دریافت هزینه خدمات مخابراتی و علائم ناوبری از کشتیهای عبوری را دارد. این حق قانونی، از جمله امتیازاتی است که موقعیت ژئوپلیتیک ایران را در منطقه تقویت میکند. از مجموع ۹۹ جزیره کوچک و بزرگ خلیج فارس، ۳۴ جزیره متعلق به ایران است که ۱۷ تای آنها به دلیل استقرار در تنگه هرمز، گسترش دامنه دریای سرزمینی یا تسهیل بهرهبرداری از منابع انرژی، از اهمیت ژئوپلیتیک و اقتصادی ویژهای برخوردارند.
با این حال، گسیختگی تاریخی در ساختار فضایی جزایر، تنوع کارکردهای نظامی، تجاری، گردشگری و اکولوژیک، همچنین وجود بیش از ۵۰ مورد اختلاف ارضی و مرزی حلنشده میان هشت کشور حاشیه خلیج فارس، شرایط پیچیدهای را رقم زده است. این اختلافات، نه تنها مانع از توسعه متوازن منطقه شده، بلکه مداخلات قدرتهای فرامنطقهای را تشدید کرده است. با این حال، کارشناسان حوزه کشاورزی و توسعه بر این باورند که همین پیچیدگیها در یک جنگ نامتقارن، به سود ایران تمام خواهد شد؛ چراکه اشراف کامل بر تنگه هرمز و قابلیتهای موشکی، پهبادی و مینگذاری، دست بالا را به تهران میدهد.
نکته حائز اهمیت، جایگاه شش جزیره راهبردی لارک، هرمز، هنگام، قشم، تنب بزرگ و ابوموسی است. این جزایر اولین خط قوسی دفاعی ایران در برابر تهدیدات را شکل داده و امکان کنترل تردد نفتکشها و کشتیهای تجاری را فراهم میکنند. بر اساس قوانین ایران و کنوانسیون حقوق دریاها، این جزایر دارای دریای سرزمینی، منطقه نظارت و منطقه اقتصادی انحصاری مستقل هستند که حاکمیت ملی کشور را به سمت جنوب گسترش میدهد. ماده ۱۲۱ کنوانسیون ۱۹۸۲ نیز تصریح میکند که جزایر، دقیقاً مشابه خشکی، از حقوق کامل دریایی برخوردارند.
در این میان، استمرار تحریمها و عدم شکلگیری ترتیبات امنیتی و تجاری منسجم میان ایران و همسایگان جنوبی، به ریسکهای سرمایهگذاری خارجی دامن زده است. با این حال، تحلیلگران معتقدند که هژمونی ژئواکونومیک ایران در خلیج فارس و اشراف اطلاعاتی بر آبراههای بینالمللی، توازن قوا را به نفع تهران برقرار کرده است. هرگونه اقدام ماجراجویانه علیه جزایر ایرانی، نه تنها ترانزیت انرژی جهان را مختل کرده و به تورم جهانی و تضعیف دلار میانجامد، بلکه منطقه را وارد مرحله جدیدی از بیثباتی خواهد کرد که پیامد آن تقویت موضع رقبای ژئوپلیتیک غرب مانند چین و روسیه خواهد بود.
در پایان باید اذعان کرد که نظم حاکم بر جزایر جنوبی خلیج فارس، متأثر از تهدیدات خارجی و تحریم، عمدتاً مبتنی بر ملاحظات ژئوپلیتیک است تا ژئواکونومیک. اما این وضعیت، به معنای تضعیف قدرت بازدارنده ایران نیست. تجربه تاریخی نشان داده که حضور آمریکا در این منطقه، نه تنها ثبات ایجاد نکرده، بلکه خود یکی از عوامل اصلی ناامنی و بینظمی بوده است. بنابراین، هرگونه تصور برای فتح یا اشغال جزایر ایرانی، فانتزی خطرناکی بیش نیست که با واقعیتهای جغرافیایی، حقوقی و نظامی منطقه در تضاد کامل قرار دارد.
منبع خبر : کیوسک خبر
http://www.kioskekhabar.ir/?p=312291












