بخشی از نوسانات اخیر بازار ارز و تشنج افکار عمومی، ریشه در فضاسازیهای بیرونی دارد که میکوشد “سایه جنگ” را بر کشور پررنگ نماید. تحرکات نظامی آمریکا، آرایش جنگی ناوها، تخلیه برخی سفارتخانهها و انعکاس گسترده این رویدادها در فضای مجازی، این گمانه را تقویت میکند که خطر درگیری نظامی جدی است. اما با توجه به محاسبات اقتصادی و رویکرد شخصیگرایانه ترامپ، ورود آمریکا به جنگی پرهزینه محتمل به نظر نمیرسد. هدف اصلی، اعمال فشار روانی و اقتصادی برای قبول شروطی است که بسیاری از آنها برای ایران قابل پذیرش نیست. در واقع، کشور با نوعی “جنگ سرد” روبروست که در آن میکوشند شرایطی شبیه به آستانه درگیری نظامی در اذهان عمومی و بازار القا شود.
از سوی دیگر، ایران بازیگری تأثیرگذار در معادلات انرژی جهان است و تجربههایی مانند ونزوئلا نشان داده حتی با قطع فروش نفت، لزوماً زمینه درگیری مستقیم فراهم نمیشود. با این حال، همین حساسیت موقعیت ایران باعث میشود هر گمانهزنی درباره تنش در خاورمیانه، بازارهای جهانی از جمله طلا و ارز را تحت تأثیر قرار دهد.
در این میان، مدیریت فضای داخلی نقشی کلیدی دارد. برخی رویدادهای داخلی و محدودیتهای ارتباطی موجب تشدید نگرانیها شده و به دشمن امکان بهرهبرداری تبلیغاتی داده است. بنابراین، اطلاعرسانی شفاف، تقویت احساس امنیت و نمایش تلاشهای دیپلماتیک میتواند به آرامسازی فضای جامعه کمک کند. متأسفانه در عرصه سیاست خارجی، اجماعی علیه ایران شکل گرفته و دیپلماسی کشور نتوانسته آنطور که باید در تبیین مواضع و جلب همراهی بینالمللی موفق عمل کند.
به نظر میرسد هدف دشمنان، تضعیف ایران از طریق تشدید شکافهای داخلی و افزایش فشار اقتصادی است. بنابراین، حفظ وحدت ملی، مدیریت هوشمندانه روابط خارجی و توجه به خواستههای مردم برای تقویت سرمایه اجتماعی، از ضروریات انکارناپذیر است. باز کردن فضای مشارکت برای همه اقشار و کاهش محدودیتهای غیرضروری میتواند تابآوری کشور را در برابر فشارهای بیرونی افزایش دهد.
http://www.kioskekhabar.ir/?p=301320

















